(آيه 223)- «شياطين آنچه را مى‏شنوند (توأم با دروغهاى بسيار به دوستان خود) القاء مى‏كنند و اكثرشان دروغگو هستند» (يُلْقُونَ السَّمْعَ وَ أَكْثَرُهُمْ كاذِبُونَ).

كوتاه سخن اين كه القائات شيطانى، نشانه‏هاى روشنى دارد كه با آن نشانه‏ها مى‏توان آن را باز شناخت، شيطان وجودى است ويرانگر و موذى و مخرب و القائات او در مسير فساد و تخريب است و مشتريان او دروغگويان گنهكارند، هيچ يك از اين امور بر قرآن و آورنده آن تطبيق نمى‏كند، و كمترين شباهتى با آن ندارد.

(آيه 224)- در اين آيه به پاسخ يكى ديگر از تهمتهاى كفار به پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله كه او را شاعر مى‏خواندند مى‏پردازد.

مى‏گويد: خط مشى پيامبر از خط شعرا جداست، شعرا در عالم خيال و پندار حركت مى‏كنند و او در عالمى مملو از واقع بينى براى نظام بخشيدن به جهان انسانى.

شعرا غالبا طالب عيش و نوشند، و در بند زلف و خال يار- مخصوصا شاعرانى كه در آن عصر و در محيط حجاز مى‏زيستند چنانكه از نمونه اشعارشان پيداست.

و به همين دليل «شعرا (كسانى هستند كه) گمراهان از آنها پيروى مى‏كنند» (وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ).

(آيه 225)- سپس به دنبال آن اين جمله را اضافه مى‏كند: «آيا نديدى كه آنها در هر وادى سر گردانند»؟! (أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ).

آنها غرق پندارها و تشبيهات شاعرانه خويشتند، حتى هنگامى كه قافيه‏ها آنها را به اين سمت و آن سمت بكشاند، در هر وادى سر گردان مى‏شوند.

هنگامى كه از كسى راضى و خشنود شوند او را با مدايح خود به اوج آسمانها مى‏برند، هر چند شيطان لعينى باشد! و هنگامى كه از كسى برنجند چنان به هجو او مى‏پردازند كه گويى مى‏خواهند او را به اسفل السافلين بكشانند، هر چند موجودى آسمانى و پاك باشد.