کانون تفسیر قرآن

» اهدای عضو


اهدای عضو، اهدای زندگی ...

» خیریه آنلاین همت

» حمایت از کودکان سرطانی

» آمار

کاربران: 1,865
موضوع ها: 3,852
نوشته ها: 19,546
بهترین ارسال‌کننده: امیرحسین (8,042)
پیوستن کاشانی عزیز را به دیگر کاربران انجمن تبریک میگوئیم .

» کاربران آنلاین: 13

تعداد 0 عضو و 13 مهمان
No کاربران online
بیشترین کاربران آنلاین در انجمنها 64 نفر در تاریخ 11-25-2013 و در ساعت 05:53 PM بوده است .

» ورود

نام کاربری Not a member yet?
Register Now!
رمز عبور

حال و هوای نجف و کوفه در زمان ظهور

Aug 29, 2014 - 11:38 AM - بوسیله امیرحسین
آیت‌الله طبسی در گفت‌وگو با فارس عنوان کرد
محتوای ندای آسمانی به روایت امام صادق(ع)/حال و هوای نجف و کوفه در زمان ظهور

امام صادق(ع)‌می‌فرماید: گویا من قائم را در نجف مشاهده مى‌کنم که زره پیامبر خدا(ص) را بر تن کرده ... سپس پرچم پیامبر(ص) را بر مى‌افرازد و همین که پرچم را به اهتزاز در آورد، شرق و غرب جهان به نور آن روشن مى‌شود.

امام صادق(ع) رئیس مکتب شیعه در دوران عمر با برکاتشان با برگزاری کرسی آزاداندیشی به نشر معارف الهی همت گمارد، در این میان یکی از موضوعات مهمی که از این امام همام در کتب شیعه نقل شده است، روایت حضرت(ع) در خصوص مسأله مهدویت است، به همین منظور با آیت‌الله نجم‌الدین طبسی استاد خارج مهدویت حوزه علمیه قم گفت‌وگو کردیم که در ادامه می‌آید:



امامی که بیشترین روایات مهدوی از او صادر شده است


*احادیث مهدوی که از امام صادق(ع) نقل شده است، چه مواردی از مهدویت را در بر می‌گیرد؟

-همه ائمه معصومین ما بدون استثناء راجع به فرهنگ مهدوی و مهدویت رهنمودها و بیاناتی داشتند و دارند، اما در بین ائمه معصوم بیشترین و بارزترین بیانات از امام جعفر صادق(ع) است، آن هم به خاطر شرایطی که حضرت(ع) داشتند، یعنی دوران حضرت(ع) با ضعف حکومت یعنی سراشیبی و سقوط حکومت جبار و فساد اموی و روی کار آمدن حکومت فاسد بنی‌ عباس مصادف بود، در این فرصت امام صادق(ع) توانست فرهنگ اهل بیت، فرهنگ اسلام ناب محمدی(ص) و فرهنگ اصیل اسلام را گسترش دهد و به سمع جهانیان برساند.
  4 پاسخ ها | 9 نمایش ها


تاثیر قرآن در زندگی یک جوان

Aug 27, 2014 - 2:34 AM - بوسیله غریبه

احمد بن سعید عابد گفت : پدرم براى من نقل کرد که در زمان ما، در کوفه جوان خداپرستى بود - بسیار خوش صورت و زیبا اندام - همواره در مسجد جامع حضور داشت و اندک وقتى بود، که در مسجد نباشد.

زن زیبا و خردمندى چشمش بر او افتاد و دلباخته اش شد. پس از مدت ها که رنج کشید و روزها بر سر راه آن جوان ایستاد، یک روز، هنگامى که جوان به مسجد مى رفت . زن خودش را به او رسانید و گفت : اى جوان ! بگذار یک کلمه با تو سخن بگویم ، آن را بشنو، آنگاه هر چه خواستى بکن . جوان به آن زن بى اعتنایى کرد و با او سخن نگفت . و به راه خود رفت هنگامى که از مسجد به قصد منزل مى رفت آن زن دوباره سر راهش آمد و گفت : اى جوان ! مى خواهم یک جمله با تو سخن بگویم ؛ به سخنم گوش کن

جوان سر خود را پایین انداخت و گفت : این جا، جاى تهمت است و من خوش ندارم در موضع تهمت باشم . زن گفت : اى جوان ! من تو را کاملا مى شناسم و اینجا که ایستاده ام از آن جهت نیست که تو را نشناخته باشم . معاذ الله ! که کسى از این موضوع اطلاع پیدا کند. خودم آمدم تا در این موضوع با تو صحبت کنم . گرچه مى دانم اندکى از این مطالب ، نزد مردم بسیار بزرگ مى باشد و شما عابدها و زاهدها همانند شیشه مى باشید که کمترین چیزى آن را معیوب مى سازد.
  3 پاسخ ها | 18 نمایش ها


» آخرین موضوعات

عنوان، نام‌کاربری، تاریخ آخرين نوشته پاسخ ها نمایش ها
دیروز 11:38 AM
دیروز 11:42 AM
بوسیله امیرحسین
4 9
08-27-2014 02:34 AM
08-27-2014 02:38 AM
بوسیله غریبه
3 18
08-27-2014 02:26 AM
08-27-2014 02:28 AM
بوسیله غریبه
1 19
08-16-2014 08:43 AM
08-16-2014 08:43 AM
بوسیله امیرحسین
0 162
06-26-2012 05:19 PM
08-16-2014 08:40 AM
بوسیله امیرحسین
315 11,074
08-10-2014 09:58 PM
08-10-2014 09:58 PM
بوسیله مدینه
0 57
08-07-2014 11:08 AM
08-07-2014 11:08 AM
بوسیله mobina
0 51
Powered by vBadvanced CMPS v4.2.1