(آيه 192))- عظمت قرآن در كتب پيشين: بعد از بيان هفت داستان از ماجراى انبياى پيشين و درسهاى عبرت انگيزى كه در تاريخ آنها نهفته بود بار ديگر قرآن به همان بحثى باز مى‏گردد كه سوره با آن آغاز شده بود، بحث عظمت قرآن و حقانيت اين كلام مبين الهى، مى‏گويد: «اين از سوى پروردگار عالميان نازل شده است» (وَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ).

(آيه 193)- لذا اضافه مى‏كند: «آن را روح الامين (از سوى خداوند) نازل كرده است» (نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ).

اگر آن فرشته وحى آن را از سوى خداوند نياورده بود، اين چنين درخشان و پاك و خالى از آلودگى به خرافات و اباطيل نبود.

(آيه 194)- آرى اين روح الامين قرآن را «بر قلب تو (از سوى پروردگار نازل كرد) تا از انذار كنندگان باشى» (عَلى‏ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ).

هدف بيان تاريخ گذشتگان به عنوان سر گرمى و داستانسرايى نبوده هدف ايجاد احساس مسؤوليت و بيدارى است، هدف تربيت و انسانسازى است.

(آيه 195)- و براى اين كه جاى هيچ گونه عذر و بهانه‏اى براى كسى باقى نماند آن را «به زبان عربى آشكار» نازل كرد (بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ).

البته هدف تكيه روى زبان عرب نيست، بلكه روى صراحت قرآن و روشنايى مفاهيم آن است.

(آيه 196)- سپس به يكى ديگر از دلائل حقانيت قرآن اشاره كرده، مى‏گويد:

«وصف اين كتاب در كتب پيشينيان نيز آمده است» و از ظهور آن در آينده بشارت داده‏اند (وَ إِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ).