(آيه 189))- ولى به هر حال زمان پاكسازى صفحه زمين از اين آلودگان فرا رسيد، چنانكه قرآن مىگويد: «پس آنها شعيب را تكذيب كردند و به دنبال آن عذاب روز ابر سايه افكن آنها را فرو گرفت»! (فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ).
و «اين عذاب، عذاب روز بزرگى بود» (إِنَّهُ كانَ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ).
هفت روز، گرماى سوزانى سر زمين آنها را فرا گرفت، و مطلقا نسيمى نمىوزيد، ناگاه قطعه ابرى در آسمان ظاهر شد و نسيمى وزيدن گرفت، آنها از خانههاى خود بيرون ريختند و از شدت ناراحتى به سايه ابر پناه بردند.
در اين هنگام صاعقهاى مرگبار از ابر برخاست، صاعقهاى با صداى گوش خراش، و به دنبال آن آتش بر سر آنها فرو ريخت، و لرزهاى بر زمين افتاد، و همگى هلاك و نابود شدند.
(آيه 190))- در پايان اين داستان همان را مىگويد كه در پايان شش داستان گذشته از انبياء بزرگ آمده بود.
مىفرمايد: «در اين سر گذشت (مردم سر زمين «ايكه» و دعوت پر مهر پيامبرشان شعيب، و لجاجتها و سر سختيها و تكذيبهاى آنان، و سر انجام نابودى اين قوم ستمگر با صاعقه مرگبار) نشانه و درس عبرتى است» (إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً).
«اما اكثر آنها ايمان نياوردند» (وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ).
(آيه 191))- با اين حال خداوند رحيم و مهربان به آنها مهلت كافى داد تا به خود آيند و خويشتن را اصلاح كنند، و هنگامى كه مستوجب عذاب شدند با قدرت قهارش آنها را گرفت، آرى «پروردگار تو شكستناپذير و رحيم است» (وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ).
نكته: در پايان سرگذشت اين هفت پيامبر بزرگ توجه به اين نكته لازم است كه سر گذشت اين پيامبران در سورههاى ديگرى از قرآن نيز آمده است، ولى در هيچ موردى چنين نيست كه آغاز دعوت همه آنها هماهنگ، و پايان همه آنها نيز هماهنگ بيان شده باشد.
اين هماهنگى قبل از هر چيز انعكاس «توحيد» را در دعوت انبيا نشان مىدهد، كه داراى برنامه واحدى بودند كه آغاز و پايانش يكى بود.





