(آيه 132)- سپس به بخش سوم از بيان هود مى‏رسيم كه تشريح نعمتهاى الهى بر بندگان است، تا از اين راه، حس شكر گزارى آنها را تحريك كند، شايد به سوى خدا آيند.

و در اين زمينه از روش اجمال و تفصيل كه براى دلنشين كردن بحثها بسيار مفيد است استفاده مى‏كند، نخست روى سخن را به آنها كرده، مى‏گويد: «و از خدايى بپرهيزيد كه شما را به نعمتهايى كه مى‏دانيد امداد كرد» و بطور مداوم و منظم آنها را در اختيار شما نهاد (وَ اتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُمْ بِما تَعْلَمُونَ).

(آيه 133)- سپس بعد از اين بيان كوتاه به شرح و تفصيل آن پرداخته، مى‏گويد:

«شما را به چهار پايان و پسران (لايق و برومند) امداد كرد» (أَمَدَّكُمْ بِأَنْعامٍ وَ بَنِينَ).

(آيه 134)- بعد مى‏افزايد: «و باغهاى خرم و سر سبز و چشمه‏هاى آب جارى» در اختيارتان قرار داديم (وَ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ).

و به اين ترتيب زندگى شما را هم از نظر نيروى انسانى، هم كشاورزى و باغدارى، و هم دامدارى و وسائل حمل و نقل پربار ساختيم، ولى چه شد كه بخشنده اين همه نعمتها را فراموش كرديد، شب و روز بر سر سفره او نشستيد و او را نشناختيد.

(آيه 135)- سپس به آخرين مرحله از سخنانش پرداخته و آنها را به كيفر الهى تهديد و انذار كرده، مى‏گويد: اگر كفران كنيد «من بر شما از عذاب روز بزرگ مى‏ترسم» (إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ).

روزى كه نتيجه آن همه ظلم و ستم و غرور و استكبار و هوى پرستى و بيگانگى از پروردگار را با چشم خود خواهيد ديد.

(آيه 136)- ما را اندرز مده كه در ما اثر نمى‏كند! در آيات پيشين گفتگوهاى پر مغز پيامبر دلسوز، «هود» را با قوم سر كش «عاد» ديديم، اكنون پاسخهاى نامعقول و موذيانه آن قوم را بررسى كنيم.

قرآن مى‏گويد: «آنها [- قوم عاد] گفتند: (بيهوده خود را خسته مكن) براى ما تفاوت نمى‏كند چه ما را انذار كنى يا نكنى» در دل ما كمترين اثرى نخواهد گذارد! (قالُوا سَواءٌ عَلَيْنا أَ وَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُنْ مِنَ الْواعِظِينَ).