(آيه 123)- جنايات و اعمال بىرويه قوم عاد: اكنون نوبت به قوم «عاد» و پيامبرشان «هود» مىرسد كه گوشهاى از زندگى و سر نوشت آنها و درسهاى عبرتى را كه در آن نهفته است ضمن هيجده آيه بيان مىكند.
نخست مىفرمايد: «قوم (سر كش) عاد فرستادگان خدا را تكذيب كردند» (كَذَّبَتْ عادٌ الْمُرْسَلِينَ).
گر چه آنها تنها هود را تكذيب كردند اما چون دعوت هود دعوت همه پيامبران بود در واقع همه انبيا را تكذيب كرده بودند.
(آيه 124)- بعد از ذكر اين اجمال به تفصيل پرداخته، مىگويد: «در آن هنگام كه برادرشان هود گفت، آيا تقوا پيشه نمىكنيد»؟ (إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَ لا تَتَّقُونَ).
او در نهايت دلسوزى و مهربانى همچون يك «برادر» آنها را به توحيد و تقوا دعوت كرد و به همين دليل كلمه «اخ» (برادر) بر او اطلاق شده است.
(آيه 125)- سپس افزود: «من براى شما فرستاده امينى هستم» (إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ).
سابقه زندگى من در ميان شما گواه اين حقيقت است كه هرگز راه خيانت نپوييدم و جز حق و صداقت در بساط نداشتم.
(آيه 126)- باز تأكيد مىكند اكنون كه چنين است و شما هم به خوبى آگاهيد «پس تقواى الهى پيشه كنيد و از من اطاعت نماييد» كه اطاعتم اطاعت خداست (فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ).
(آيه 127)- و اگر فكر مىكنيد من سوداى مال در سر مىپرورانم و اينها مقدمه رسيدن به مال و مقامى است بدانيد «من (كوچكترين) اجرى در برابر اين دعوت از شما نمىخواهم» (وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ).
«اجر و پاداش من تنها بر پروردگار عالميان است» (إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ).
همه بركات و نعمتها از اوست و من اگر چيزى مىخواهم از او مىخواهم، كه پروردگار همه ما اوست.





