(آيه 142)- و بعد از ذكر اين اجمال به تفصيل پرداخته، مىگويد: «در آن هنگام كه برادر دلسوزشان صالح به آنها گفت: آيا پرهيز كارى پيشه نمىكنيد»؟! (إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صالِحٌ أَ لا تَتَّقُونَ).
(آيه 143)- سپس براى معرفى خويش مىگويد: «من براى شما فرستادهاى امينم، (إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ) و سوابق من در ميان شما شاهد گوياى اين مدعاست.
(آيه 144)- «بنا بر اين تقوا پيشه كنيد و از خدا بترسيد و مرا اطاعت كنيد» كه جز رضاى خدا و خير و سعادت شما چيزى براى من مطرح نيست (فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ).
(آيه 145)- و به همين دليل «من مزد و پاداشى در برابر اين دعوت از شما نمىطلبم» و چشم داشتى از شما ندارم (وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ).
من براى ديگرى كارى مىكنم و پاداشم بر اوست، آرى «اجر و پاداش من تنها بر پروردگار عالميان است» (إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ).
(آيه 146)- سپس در بخش ديگرى انگشت روى نقطههاى حساس و قابل انتقاد زندگى آنها گذارده، و آنان را در يك محاكمه وجدانى محكوم مىكند.
مىگويد: «آيا شما تصور مىكنيد هميشه در نهايت امنيت در نعمتهايى كه اينجاست مىمانيد» (أَ تُتْرَكُونَ فِي ما هاهُنا آمِنِينَ).
آيا چنين مىپنداريد كه اين زندگى مادى و غفلتزا جاودانى است، و دست مرگ و انتقام و كيفر گريبانتان را نخواهد گرفت؟!
(آيه 147)- سپس با استفاده از روش اجمال و تفصيل جمله سر بسته گذشته خود را چنين تشريح مىكند، مىگويد: شما گمان مىكنيد «در اين باغها و چشمهها» ... (فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ).





