(آيه 170)- خداوند اين دعا را اجابت كرد، چنانكه مىفرمايد: «ما لوط و خاندانش را همگى نجات داديم» (فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِينَ).
(آيه 171)- «جز پير زنى كه در ميان آن گروه گمراه باقى ماند» (إِلَّا عَجُوزاً فِي الْغابِرِينَ).
اين پير زن كسى جز همسر لوط نبود كه هرگز به لوط ايمان نياورد.
(آيه 172)- آرى خداوند، لوط و مؤمنان اندك را با او نجات داد، آنها شبانه به فرمان خدا از ديار آلودگان رخت سفر بر بستند، و آنها را كه غرق فساد و ننگ بودند به حال خود رها ساختند، در آغاز صبح، فرمان عذاب الهى فرا رسيد، زلزله وحشتناكى سر زمين آنها را بكلى زير و رو كرد.
چنانكه قرآن در اينجا در يك جمله كوتاه مىفرمايد: «سپس ما آن جمعيت را هلاك و نابود كرديم» (ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ).
(آيه 173)- «و بارانى بر آنها فرستاديم» (وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً).
اما چه بارانى، بارانى از سنگ كه حتى ويرانههاى آنها را از نظرها محو كرد! «چه باران بدى بود باران انذار شدگان» (فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ).
بارانهاى معمولى حياتبخش است و زنده كننده، اما اين باران، وحشتناك و نابود كننده بود و ويرانگر.
از آيه 82 سوره هود استفاده مىشود كه نخست شهرهاى قوم لوط زير و رو شدند، سپس بارانى از سنگريزه متراكم بر آنها فرود آمد.
(آيه 174)- باز در پايان اين ماجرا به همان دو جملهاى مىرسيم كه در پايان ماجراهاى مشابهش در اين سوره در باره پنج پيامبر بزرگ ديگر آمده است، مىفرمايد: «در اين (ماجراى قوم لوط سر نوشت شوم آنها) آيتى است (إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً).
«اما بيشترشان مؤمن نبودند» (وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ).
(آيه 175)- «و پروردگار تو عزيز و رحيم است» (وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ).
چه رحمتى از اين برتر كه اقوامى چنين آلوده را فورا مجازات نمىكند و به آنها مهلت كافى براى هدايت و تجديد نظر مىدهد.
و نيز چه رحمتى از اين برتر كه مجازاتش خشك و تر را با هم نمىسوزاند حتى اگر يك خانواده با ايمان در ميان هزاران هزار خانواده آلوده باشد آنها را نجات مىبخشد.
و چه عزت و قدرتى از اين بالاتر كه در يك چشم بر هم زدن چنان ديار آلودگان را زير و رو مىكند كه اثرى از آن باقى نمىماند.





