(آيه 118)- سپس عرض مى‏كند: اكنون كه هيچ راهى براى هدايت اين گروه باقى نمانده «پس ميان من و آنها جدايى بيفكن» و ميان ما خودت داورى كن (فَافْتَحْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ فَتْحاً).

سپس اضافه مى‏كند: «و من و مؤمنانى را كه با من هستند نجات ده» (وَ نَجِّنِي وَ مَنْ مَعِيَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ).

(آيه 119)- در اينجا رحمت خداوند به يارى نوح و مجازات دردناكش به سراغ تكذيب كنندگان آمد چنانكه مى‏فرمايد: «ما او و تمام كسانى را كه با او بودند در آن كشتى كه پر (از انسان و انواع حيوانات) بود رهايى بخشيديم» (فَأَنْجَيْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ).

(آيه 120)- «سپس بقيه را غرق و نابود كرديم» (ثُمَّ أَغْرَقْنا بَعْدُ الْباقِينَ).

(آيه 121)- و در پايان اين سخن، همان مى‏گويد كه در پايان ماجراى موسى (ع) و ابراهيم (ع) بيان كرد.

مى‏فرمايد: «در ماجراى نوح (و دعوت پيگير و مستمر او، صبر و شكيبائيش، و سر انجام غرق و نابودى مخالفانش) آيت و نشانه‏اى است» براى همگان (إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً).

«هر چند اكثر آنها ايمان نياوردند» (وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ).

بنا بر اين تو اى پيامبر! از اعراض و سر سختى مشركان قومت نگران مباش، ايستادگى به خرج ده! كه سر نوشت تو و يارانت سر نوشت نوح و ياران اوست، و سر انجام گمراهان همان سر انجام شوم غرق شدگان است.

(آيه 122)- و بدان «پروردگار تو شكست‏ناپذير و رحيم است» (وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ).

رحمتش ايجاب مى‏كند كه به آنها فرصت كافى و مهلت دهد و اتمام حجت كند، و عزتش سبب مى‏شود كه سر انجام تو را پيروز و آنها را مواجه با شكست نمايد.