(آيه 83)- دعاهاى پر بار ابراهيم (ع): در اينجا دعاهاى ابراهيم و تقاضاهاى او از پيشگاه خدا شروع مىشود، گويى پس از دعوت آن قوم گمراه به سوى پروردگار، يك باره از آنها بريده و به درگاه خدا روى مىآورد.
نخستين تقاضايى كه از پيشگاهش مىكند اين است: «پروردگارا! به من علم و دانش و حق بينى مرحمت فرما و مرا به صالحان ملحق كن» (رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ).
آرى! ابراهيم (ع) قبل از هر چيز از خدا «شناخت عميق و صحيح» توأم با حاكميت تقاضا مىكند، چرا كه هيچ برنامه عملى بدون چنين زير بنايى امكانپذير نيست.
و به دنبال آن ملحق شدن به صالحين را از خدا تقاضا مىكند كه اشاره به جنبههاى عملى و به اصطلاح «حكمت عملى» است، در مقابل تقاضاى قبل كه ناظر به «حكمت نظرى» بود.
از آنجا كه نه حكمت داراى حد معينى است و نه صالح بودن، او تقاضا مىكند روز به روز به مراتب بالاتر و والاتر از علم و عمل برسد و پيوسته در اين راه گام بر دارد و به پيش برود.
(آيه 84)- بعد از اين دو تقاضا، درخواست مهم ديگرى با اين عبارت مىكند: «خداوندا! براى من در ميان امتهاى آينده لسان صدق و ذكر خير قرار ده» (وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ).
آن چنان كن كه ياد من در خاطرهها بماند و خط و برنامه من در ميان آيندگان ادامه يابد، «اسوه» و الگويى باشم كه به من اقتدا كنند، و پايه گذار مكتبى باشم كه به وسيله آن راه تو را بياموزند، و در خط تو حركت كنند.
(آيه 85)- سپس افق ديد خود را از اين دنيا بر گرفته و متوجه سراى جاودانه آخرت مىكند و به دعاى چهارمى پرداخته، مىگويد: «خداوندا! مرا از وارثان بهشت پر نعمت قرار ده» (وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ).
بهشتى كه نعمتهاى معنوى و مادى در آن موج مىزند، نعمتهايى كه نه زوالى دارد، و نه ملالى، نعمتهايى كه براى ما حتى قابل درك نيست!





