داستان اصحاب سبت‏

جمعى از بنى‏اسرائيل در بندرى بنام «ايله» كنار دريا- ظاهراً كنار درياى احمر- زندگى مى‏كردند. از طرف خداوند توسط پيامبرشان به عنوان امتحان به آنها دستور داده شد كه در روز شنبه صيد ماهى را تعطيل كنند، ولى آنها به اصطلاح از راه كلاه شرعى وارد شدند. حوضچه‏هايى كنار دريا كندند، روز شنبه كه ماهيان به آن حوضچه‏ها مى‏آمدند هنگام غروب بندهاى حوضچه‏ها را مى‏بستند و در روزهاى بعد آن ماهى‏ها را صيد مى‏كردند، و مى‏گفتند خداوند ما را از صيد ماهى در روز شنبه نهى كرده، و ما هم روز شنبه صيد نمى‏كنيم. «1»

آنها با اين توجيه، گناه خود را مى‏پوشاندند، با اينكه در حقيقت بيشتر مقدمات صيد در همان روز شنبه واقع شده بود ولى توجيه مى‏كردند كه ما در روز شنبه صيد نكرديم.
خداوند بر مردم توجيه‏گر (ايله) غضب كرد و عذاب سختى بر آنان فرستاد و آنها را به هلاكت رساند.

در روايات آمده: مردم ايله در رابطه با اين گناه سه گروه بودند:
جمعى هم مرتكب اين گناه شدند و هم امر به معروف ونهى از منكر را ترك كردند.
جمعى مرتكب اين گناه نشدند، ولى در برابر آن بى‏تفاوت و تماشاچى بودند، و نهى از منكر نكردند.
و جمعى نه مرتكب اين گناه شدند و نه تماشاچى بودند، بلكه نهى از منكر مى‏نمودند.

امام صادق عليه السلام فرمودند:
«هَلَكت الفِرقَتان و نَجَت الفِرقَةُ الثالثة» «2»
«دو دسته از آنها (گنهكاران و سكوت كنندگان) هلاك شدند و دسته سوم (كه گناه نكردند و نهى از منكر نمودند) نجات يافتند.»

__________________________________________________
(1). مجمع البيان و صافى ذيل آيات 163- 166 اعراف‏
(2). مجمع البيان، ج 4 ص 493. روضه كافى، ص 153