RE: فصل سوّم: توجيه و دليلتراشى
داستان اصحاب سبت
جمعى از بنىاسرائيل در بندرى بنام «ايله» كنار دريا- ظاهراً كنار درياى احمر- زندگى مىكردند. از طرف خداوند توسط پيامبرشان به عنوان امتحان به آنها دستور داده شد كه در روز شنبه صيد ماهى را تعطيل كنند، ولى آنها به اصطلاح از راه كلاه شرعى وارد شدند. حوضچههايى كنار دريا كندند، روز شنبه كه ماهيان به آن حوضچهها مىآمدند هنگام غروب بندهاى حوضچهها را مىبستند و در روزهاى بعد آن ماهىها را صيد مىكردند، و مىگفتند خداوند ما را از صيد ماهى در روز شنبه نهى كرده، و ما هم روز شنبه صيد نمىكنيم. «1»
آنها با اين توجيه، گناه خود را مىپوشاندند، با اينكه در حقيقت بيشتر مقدمات صيد در همان روز شنبه واقع شده بود ولى توجيه مىكردند كه ما در روز شنبه صيد نكرديم.
خداوند بر مردم توجيهگر (ايله) غضب كرد و عذاب سختى بر آنان فرستاد و آنها را به هلاكت رساند.
در روايات آمده: مردم ايله در رابطه با اين گناه سه گروه بودند:
جمعى هم مرتكب اين گناه شدند و هم امر به معروف ونهى از منكر را ترك كردند.
جمعى مرتكب اين گناه نشدند، ولى در برابر آن بىتفاوت و تماشاچى بودند، و نهى از منكر نكردند.
و جمعى نه مرتكب اين گناه شدند و نه تماشاچى بودند، بلكه نهى از منكر مىنمودند.
امام صادق عليه السلام فرمودند:
«هَلَكت الفِرقَتان و نَجَت الفِرقَةُ الثالثة» «2»
«دو دسته از آنها (گنهكاران و سكوت كنندگان) هلاك شدند و دسته سوم (كه گناه نكردند و نهى از منكر نمودند) نجات يافتند.»
__________________________________________________
(1). مجمع البيان و صافى ذيل آيات 163- 166 اعراف
(2). مجمع البيان، ج 4 ص 493. روضه كافى، ص 153