RE: فصل سوّم: توجيه و دليلتراشى
3- از توجيهات فرهنگى كج فهمى است، به زن مىگويى حجابت را حفظ كن، و به مرد مىگويى چشم چرانى نكن، در پاسخ مىگويند: برو بابا قلبت پاك باشد!. به خيال اينكه قلب پاك كافى است، و به عمل خود توجه ندارند.
مىگويى زن و مرد در عروسى با هم مخلوط نباشند. در جواب مىگويد: ما با هم خواهر و برادريم!، و به همين منوال گناهانى انجام مىدهند. و يا توجيهاتى مانند: فلان حرام مانعى ندارد چون عروسى است، مهمانى است، جوانى است، عيد است، بچه است، بگذار هر كارى مىكند بكند و مانند اين توجيهات كه بر اثر كج فهمى است، خيال مىكند عروسى و مهمانى و ... حرام خدا را حلال مىكند.
گاهى مىگويد: من سوگند ياد كردهام با فلانى قهر باشم، يا مىگويد سوگند ياد كردهام كه ديگر واسطه ازداوج بين افراد نشوم، چون در يك موردى مثلًا بد شده است. اين سوگندها، غلط است، زيرا متعلق سوگند بايد ترجيح داشته باشد يعنى وجودش بهتر از عدمش باشد.
اگر كسى سوگند ياد كند كه سيگار بكشد، سوگندش غلط است، ولى اگر سوگند ياد كند كه سيگار نكشد، در اين صورت سوگندش درست است. زيرا ترك سيگار بهتر از كشيدن سيگار است.
در آستانهى پيروزى انقلاب اسلامى عدهاى از سران ارتش رژيم ستمشاهى پرسيده بودند، ما قسم خوردهايم كه از شاه حمايت كنيم، امام خمينى قدس سره فرمودند: «سوگند شما از نخست باطل بوده است.»
به هر حال گناهانى نيز بر اثر توجيهاتى كه از كج فهمى نشات گرفته در جامعه انجام مىشود.