RE: فصل سوّم: توجيه و دليلتراشى
5- توجيهات فرهنگى
يكى از توجيهاتى كه روى گناه را مىپوشاند و گنهكار را در گناهش، گستاخ مىكند، توجيهات فرهنگى است مانند اينكه:
1- بىسواد بودم و نمىدانستم. اين توجيه نيز از توجيهات بىاساس است چرا كه خداوند از يكسو به انسان عقل و فطرت و وجدان داده كه چراغهاى درونى او هستند و گناه را از غير گناه به او مىفهمانند و از سوى ديگر پيامبران و امامان و اولياى خدا حجت را بر او تمام كردهاند و راه و چاره را به او نشان دادهاند و او خودش سستى و كندى كرده و به راه راست نرفته است.
در قرآن در سوره انعام مىخوانيم:
«قُل لِلّه الحُجّة البالِغة» «1»
«بگو براى خدا دليل رسا و قاطع است.»
شخصى از امام صادق عليه السلام پرسيد: تفسير اين آيه چيست؟
آن حضرت در پاسخ فرمود:
خداوند در روز قيامت به بنده خود مىگويد: اى بنده من! آيا مىدانستى؟ (و گناه كردى) اگر بگويد: آرى مىفرمايد: چرا آنچه مىدانستى، عمل نكردى؟ و اگر بگويد: نمىدانستم، مىگويد: چرا ياد نگرفتى، تا عمل كنى؟
در اين وقت او در برابر بازخواست خدا، فرومىماند، اين است حجت بالغهى خدا. «2»
نتيجه اينكه: با توجيهِ بىسواد بودم و نفهميدم، نمىتوان از زير بار مسئوليت فرار كرد و با آن همه چراغ، بيراهه رفتن نتيجهاش به چاه مجازات افتادن است.
2- يكى از توجيهات فرهنگى افتخار به نژاد است. افرادى به اتكاى حسب و نسب خود، گناه مىكنند، مثلًا با مؤمنى نزاع كرده و قهر نموده و وقتى او را دعوت به اصلاح مىكنى، در پاسخ مىگويد: من با اين موقعيت و پرستيژِ خانوادگى بيايم و با فلان كس آشتى كنم؟ «تحقيرِ مؤمن» كه از گناهان بزرگ است را انجام مىدهد، بخاطر اينكه خودش در يك خاندان اشرافى بوده است. چنانكه در صدر اسلام مشركان متكبر افرادى چون بلال و صهيب و جويبر را كه به اسلام گرويده بودند، اراذل مىخواندند و بعضى از سران مسلماننما، سلمان را تحقير مىكردند.
شيطان كه مطرود درگاه خدا شد، به نژاد خود افتخار كرد، و همين باعث گرديد كه از فرمان خدا در مورد سجده آدم سرپيچى نمود؛
«قالَ ما مَنَعَك الّا تَسجُد اذ امرتُك قالَ انَا خيرٌ مِنه خَلقتَنى من نار و خَلقتَه من طِين» «3»
«خداوند به شيطان فرمود: چه چيز مانع شد كه سجده كنى در آن هنگام كه به تو فرمان دادم؟ گفت: من از او بهترم مرا از آتش آفريدهاى و او را از خاك.»
__________________________________________________
(1). انعام/ 149
(2). نور الثقلين، ج 1 ص 76
(3). اعراف/ 12