مثلًا ترس خود را با توجيه احتياط، و ضعف نفس خود را با توجيه حيا، و حرص خود را به عنوان لزوم تامين زندگى، و تن‏پرورى و كوتاهى‏هاى خود را به عنوان قضا و قدر توجيه مى‏كند، و براستى چه مصيبت و دردى رنج‏آورتر از اين كه انسان با تحريف مفاهيم ارزشمند اسلام با دست خود راه نجات را به روى خود ببندد؟!

توجيه گناه در حقيقت سرپوش گذاشتن روى گناه است، تا گناه را براحتى و بدون مانعى انجام دهد مانند اينكه حق را كتمان مى‏كند و نام آن را تقيّه مى‏گذارد و يا براى رسيدن به هدف شوم خود به شخصى رشوه مى‏دهد و نام آن را هديه مى‏گذارد.
توجيه گناه يك نوع فريب دادن و اغفال خود و مسلمين است كه ظاهرى زيبنده و شرعى دارد و باطنى آلوده، مثل كسانى كه مواد غذايى مى‏فروشند، و براى جلب مشترى روى آن را مواد خوب مى‏گذارند و درون آن را مواد بد.

امام باقر عليه السلام فرمود: روزى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در بازار مدينه عبور مى‏كرد، شخصى را ديد كه ميوه يا خرما مى‏فروشد، به او فرمود: به‏به، چه ميوه‏هاى خوب و عالى. در همين لحظه خداوند به آن حضرت وحى كرد:
زيرش را ببين، پيامبر صلى الله عليه و آله دست در درون آن گذارد و مقدارى از آن بيرون آورد كه بسيار پست بود، به صاحب آن كالا فرمود:
«ما اراك الّا و قد جَمعت خيانة و غشّاً لِلمُسلمين» «1»
«نمى‏بينم تو را جز اينكه، خيانت و فريب مسلمانان را جمع كرده‏اى.»
__________________________________________________
(1). وسائل الشيعه، ج 12 ص 209