RE: فصل سوّم: توجيه و دليلتراشى
مثلًا ترس خود را با توجيه احتياط، و ضعف نفس خود را با توجيه حيا، و حرص خود را به عنوان لزوم تامين زندگى، و تنپرورى و كوتاهىهاى خود را به عنوان قضا و قدر توجيه مىكند، و براستى چه مصيبت و دردى رنجآورتر از اين كه انسان با تحريف مفاهيم ارزشمند اسلام با دست خود راه نجات را به روى خود ببندد؟!
توجيه گناه در حقيقت سرپوش گذاشتن روى گناه است، تا گناه را براحتى و بدون مانعى انجام دهد مانند اينكه حق را كتمان مىكند و نام آن را تقيّه مىگذارد و يا براى رسيدن به هدف شوم خود به شخصى رشوه مىدهد و نام آن را هديه مىگذارد.
توجيه گناه يك نوع فريب دادن و اغفال خود و مسلمين است كه ظاهرى زيبنده و شرعى دارد و باطنى آلوده، مثل كسانى كه مواد غذايى مىفروشند، و براى جلب مشترى روى آن را مواد خوب مىگذارند و درون آن را مواد بد.
امام باقر عليه السلام فرمود: روزى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در بازار مدينه عبور مىكرد، شخصى را ديد كه ميوه يا خرما مىفروشد، به او فرمود: بهبه، چه ميوههاى خوب و عالى. در همين لحظه خداوند به آن حضرت وحى كرد:
زيرش را ببين، پيامبر صلى الله عليه و آله دست در درون آن گذارد و مقدارى از آن بيرون آورد كه بسيار پست بود، به صاحب آن كالا فرمود:
«ما اراك الّا و قد جَمعت خيانة و غشّاً لِلمُسلمين» «1»
«نمىبينم تو را جز اينكه، خيانت و فريب مسلمانان را جمع كردهاى.»
__________________________________________________
(1). وسائل الشيعه، ج 12 ص 209