6- مى‏گويى پدرت يا برادرت راه كفر مى‏رود، آنها را به دوستى نگير.
مى‏گويد: پدر است، برادر است، مگر مى‏شود آنها را ترك كرد!؟

و از اين قبيل بهانه‏ها كه در گفتار و رفتار روزانه ديده و شنيده مى‏شود.

قرآن در ردّ اينگونه توجيهات خوددرآورده و وسوسه‏گر، مى‏فرمايد:

«قل ان كان آباؤُكم و أبناؤُكم و اخوانُكم و ازواجُكم و عَشيرتُكم و اموالٌ اقترفتُمُوها و تِجارَةً تَخشَونَ كسادها و مساكن تَرضَونها احبُّ اليكم من اللّه و رسولِه و جِهاد فى سبيلهِ فَتَربَّصوا حتّى‏ يَاتى اللّه بِامرِه و اللّه لا يَهدِى الْقَوم الفاسِقين» «1»
«بگو اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طايفه‏ى شما و اموالى كه بدست آورده‏ايد، و تجارتى كه از كسادش بيم داريد، و مسكن‏هاى مورد علاقه‏ى شما، در نظرتان از خدا و پيامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است، در انتظار اين باشيد كه خداوند عذابش را بر شما نازل كند و خداوند جمعيت گنهكار را هدايت نمى‏كند.»

7- بعضى گنهكاران، نخست گناه را جايز مى‏كنند و سپس آن را انجام مى‏دهند، مثلًا با توجيهِ غيبتش نباشد، غيبت مى‏كنند و يا شخصى را طورى معرفى مى‏كنند كه غيبتش جايز است، سپس تحت اين پوشش او را غيبت مى‏كنند.

نقل مى‏كنند: مرحوم آيت اللَّه العظمى سيد محمد حجّت قدس سره (صاحب مدرسه حجتيه قم) گفته بود، از آنها كه غيبت مرا كرده‏اند، مى‏گذرم ولى غيبت بعضى از طلاب را نمى‏بخشم. زيرا آنها اوّل مى‏گويند غيبتش جايز است بعد مرا غيبت مى‏كنند.

ريشه‏ى اين گونه توجيهات آن است كه انسان گنهكار مى‏خواهد، جلو راهش باز باشد و بدون هرگونه مسئوليتى گناه كند، و آزادانه به هر گونه هوسرانى دست يازد.

__________________________________________________
(1). توبه/ 24