RE: فصل سوّم: توجيه و دليلتراشى
6- مىگويى پدرت يا برادرت راه كفر مىرود، آنها را به دوستى نگير.
مىگويد: پدر است، برادر است، مگر مىشود آنها را ترك كرد!؟
و از اين قبيل بهانهها كه در گفتار و رفتار روزانه ديده و شنيده مىشود.
قرآن در ردّ اينگونه توجيهات خوددرآورده و وسوسهگر، مىفرمايد:
«قل ان كان آباؤُكم و أبناؤُكم و اخوانُكم و ازواجُكم و عَشيرتُكم و اموالٌ اقترفتُمُوها و تِجارَةً تَخشَونَ كسادها و مساكن تَرضَونها احبُّ اليكم من اللّه و رسولِه و جِهاد فى سبيلهِ فَتَربَّصوا حتّى يَاتى اللّه بِامرِه و اللّه لا يَهدِى الْقَوم الفاسِقين» «1»
«بگو اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طايفهى شما و اموالى كه بدست آوردهايد، و تجارتى كه از كسادش بيم داريد، و مسكنهاى مورد علاقهى شما، در نظرتان از خدا و پيامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است، در انتظار اين باشيد كه خداوند عذابش را بر شما نازل كند و خداوند جمعيت گنهكار را هدايت نمىكند.»
7- بعضى گنهكاران، نخست گناه را جايز مىكنند و سپس آن را انجام مىدهند، مثلًا با توجيهِ غيبتش نباشد، غيبت مىكنند و يا شخصى را طورى معرفى مىكنند كه غيبتش جايز است، سپس تحت اين پوشش او را غيبت مىكنند.
نقل مىكنند: مرحوم آيت اللَّه العظمى سيد محمد حجّت قدس سره (صاحب مدرسه حجتيه قم) گفته بود، از آنها كه غيبت مرا كردهاند، مىگذرم ولى غيبت بعضى از طلاب را نمىبخشم. زيرا آنها اوّل مىگويند غيبتش جايز است بعد مرا غيبت مىكنند.
ريشهى اين گونه توجيهات آن است كه انسان گنهكار مىخواهد، جلو راهش باز باشد و بدون هرگونه مسئوليتى گناه كند، و آزادانه به هر گونه هوسرانى دست يازد.
__________________________________________________
(1). توبه/ 24