RE: فصل سوّم: توجيه و دليلتراشى
توجيه خائنانهى هارون الرشيد
يكى از توجيهات سياسى كه در طول تاريخ، مكرر مورد استفاده زورمندان جنايتكار بوده، حفظ امنيت است. مانند اينكه اكنون آمريكاى جنايتكار به نام حفظ امنيت منطقه، چنگال استعمار و استكبار خود را بر منطقه خاورميانه پهن كرده و مرتكب قتل و جنايت و ستم مىشود، و در همه جا مىگويد: حفظ امنيت منطقه لازم است.
هارون الرشيد پنجمين طاغوت عباسى، از بغداد به مكه و از آنجا به مدينه رفت و تصميم گرفت امام كاظم عليه السلام را دستگير و زندانى كند. هارون كنار قبر پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و اين جنايت بزرگ خود را چنين توجيه كرد:
«يا رسول اللَّه إنّى أعتذر اليكَ مِن شيى اريدُ أن افعَله اريد أن احبس موسىبن جعفر فإنّه يُريد التشتّت بين امّتك و سفك دماؤها»
«اى رسول خدا! من از تو معذرت مىخواهم از كارى كه مىخواهم انجام دهم، مىخواهم موسىبن جعفر عليهما السلام را به زندان اندازم زيرا او مىخواهد ميان امت تو دودستگى ايجاد كند و خون آنان را بريزد.»
سپس حضرت را به زنجير بست و به سوى بغداد و سپس بصره فرستاد و زندانى كرد. «1»
به اين ترتيب مىبينيم هارون با توجيه حفظ امنيت، به جنايت بزرگ و فراموش نشدنى دست زد.
توجيه شهادت امام حسين عليه السلام
در مورد شهادت امام حسين عليه السلام از توجيهات معروف دشمن اين بود كه: حسينبن على عليهما السلام از دين جدش خارج شده و مىخواهد شقّ عصاى مسلمين كند. يعنى اختلاف اندازى كند.
عمر سعد با توجيه اينكه: براى صلح مىروم به بزرگترين جنايت دست يازيد. يكى از ياران او در كربلا بعد از شهادت امام مشغول غارت اموال اهلبيت عليهم السلام بود ولى گريه مىكرد!!.
كودكى از فرزندان امام به او فرمود: چرا گريه مىكنى؟ گفت: به خاطر جنايت و غارتى كه مىكنم، كودك فرمود، بنابراين از اين خلاف دست بردار. او در پاسخ گفت:
«أخاف أن يأخذه غيرى»
«مىترسم اين زيور را شخص ديگرى بربايد». «2»
__________________________________________________
(1). ارشاد شيخ مفيد، ج 2 (مترجم) ص 231
(2). مقتل الحسين مقرم، ص 369، امالى صدوق، مجلس 31