RE: فصل سوّم: توجيه و دليلتراشى
نشانهى فتنه انگيزان
رسول اكرم صلى الله عليه و آله با على عليه السلام سخن مىگفت تا اينكه فرمود:
«از نشانههاى فتنه انگيزان اين است كه: حرام خدا را با شبهههاى دورغين، حلال مىشمرند، شراب را به نام نبيذ (آب كشمش) رشوه را به نام هديه، و ربا را به نام تجارت، حلال مىنمايند يعنى با اين توجيهات ظاهر نما، بر روى گناهان بزرگ سرپوش مىنهند.»
على عليه السلام در برابر توجيهگر بزرگ
اشعثبن قيس از سران كينهتوز منافقان بود، او براى اينكه به فكر خام خود، در دستگاه حكومت اميرمؤمنان على عليه السلام نفوذ كند، نيمه شب ظرفى سرپوشيده را پر از حلواى خوش طعم و لذيذ كرد و به در خانه على عليه السلام آورد و بنام هديه به على عليه السلام داد، با آنكه در حقيقت رشوه بود، اما او تحت پوشش هديه، مرتكب گناه رشوه شد.
امام على عليه السلام مىفرمايد: وقتى اشعث آن حلوا را آورد من از آن به قدرى متنفر شدم، كه گويى آن را با آب دهان مار خمير كرده بودند، به او گفتم: «اصلة ام زكاة ام صدقة ...»
آيا هديه است يا زكات و يا صدقه؟ زكات و صدقه كه بر ما حرام است.
__________________________________________________
(1). نهج البلاغه، خطبه 156
__________________________________________________
او گفت: «لا ذا و لا ذاك و لكنها هدية»
«نه زكات است و نه صدقه، بلكه هديه است.»
به او گفتم: آيا از طريق دين خدا (با توجيهگرى) وارد شدهاى كه مرا فريب دهى؟ يا ديوانه شدهاى و هذيان مىگويى؟
«و اللّه لَو اعطيتُ الاقاليم السّبعَة بما تحت افلاكها على ان اعصىَ اللّه فى نملة اسلبها جلب شَعيرة ما فَعلتُه» «1»
«به خدا سوگند اگر اقليمهاى هفتگانه را با آنچه در زير آسمانها است به من دهند، كه خداوند را بر گرفتن پوست جوى از
دهان مورچهاى، نافرمانى كنم، هرگز نخواهم كرد. و اين دنياى شما از برگ جويدهاى كه به دهان ملخى باشد نزد من خوارتر وبىارزشتر است.»
اين است موضعگيرى سخت اميرمؤمنان على عليه السلام در برابر منافقى كه رشوه آورده بود و مىخواست به نام هديه و با ستار توجيه به على عليه السلام بدهد، و آن حضرت آنگونه او را طرد كرد، و رشوهى هديه نمايش را به خودش برگرداند.
در جريان جنگ صفين كه بين سپاه على عليه السلام و سپاه معاويه در گرفت و 18 ماه طول كشيد، عمّار ياسر صحابى پيامبر صلى الله عليه و آله جزء سپاه اميرمؤمنان على عليه السلام بود. مسلمانان همه مىدانستند كه پيامبر صلى الله عليه و آله به عمار فرمود:
«تقتلك الفئة الباغية»
«گروه ستمگر و متجاوز تو را مىكشند.»
عمار در جنگ صفين به شهادت رسيد، و براى آنان كه در شك و ترديد بودند، ثابت شد كه معاويه و پيروانش جمعيت ستمگر و ياغى را تشكيل مىدهند، زيرا آنها عمار ياسر را كشتند.
__________________________________________________
(1). نهج البلاغه، خطبه 224