RE: فصل سوّم: توجيه و دليلتراشى
3- توجيهات اجتماعى
گاهى شخصى گناه مىكند و آن را تقصير جامعه مىگذارد كه رسم چنين بود و اگر غير از اين مىكردم زشت مىشد.
خواهى نشوى رسوا، همرنگ جماعت شو، زدند و ما هم رقصيديم. همه دارند اين كار را مىكنند، من هم يكى از آنها، انسان كه نمىتواند از جامعه جدا باشد و تافته جدا بافته گردد. و امثال اينها كه در رفتار و گفتار روزانه بعضى وجود دارد. البته اينگونه توجيهات در زمانهاى سابق هم بوده است؛
قوم شعيب عليه السلام به بتپرستى و خرافات و كمفروشى و رباخوارى و ...
ادامه مىدادند، حضرت شعيب آنها را به سوى خدا دعوت مىكرد و از آلودگىهاى گناه برحذر مىداشت.
آنها در برابر منطق شعيب عليه السلام از روى مسخره مىگفتند:
«قالوا يا شعيب اصلوتك تَأمرك أن نَترك ما يَعبد آباؤنا»
«اى شعيب! آيا نمازت به تو دستور مىدهد كه ما آنچه را پدرانمان مىپرستيدند، ترك كنيم؟»
قوم گنهكار شعيب عليه السلام با توجيهِ پيروى از سنت نياكان به گناه خود ادامه مىدادند.
فرعون در اوج اقتدار بود، و جامعهاى كه او به وجود آورده بود، سراسر سانسور و اختناق و محيطى فاسد بود. اكثر مردم با توجيه «خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو»، از فرعون اطاعت مىكردند. ولى حضرت آسيه زن فرعون مرعوب جَوّ و محيط و جامعه فاسد نشد و با ارادهاى قوى، ايمان خود را حفظ كرد. اما به عكس افراد زبون و سست عنصرى مانند زن حضرت نوح و پسر او و همچنين زن لوط آنچنان در كام جامعه حل شدند كه دعوت حضرت نوح و لوط عليهما السلام را به استهزا گرفتند و با آنها مخالفت نمودند. «1»
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و على عليه السلام دشمنان بسيار داشتند، زيرا هرگز سنتهاى غلط جامعهى خود را امضا نكردند و در سختترين شرايط با جامعهى فاسد مبارزه كردند. بنابراين نبايد مرعوب رسم، سنت و فشار جامعه، قرار گرفت، زيرا بعضى آداب و رسوم و سنتهاى جامعه، غلط است كه نه تنها نبايد قبول نمود بلكه بايد با آنها مبارزه كرد.
__________________________________________________
(1). خداوند در آيه 10 و 11 سوره تحريم همسر فرعون را به عنوان الگوى زن با ايمان و زن نوح و زن لوط را به عنوان الگوى زنان كافر معرفى مىكند