(آيه 37)- سپس با صراحت بيشترى همين معنى را تعقيب كرده، مىگويد:
«هرگز چنان نيست كه اموال و اولادتان شما را نزد ما مقرّب سازد» (وَ ما أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنا زُلْفى).
اين سخن بدان معنى نيست كه انسان دست از تلاش و كوشش لازم براى زندگى بردارد، بلكه هدف اين است كه داشتن امكانات اقتصادى و نيروى انسانى فراوان هرگز معيار ارزش معنوى انسانها در پيشگاه خدا نمىشود.
سپس به معيار اصلى ارزشهاى انسانها و آنچه مايه تقرب به درگاه خدا مىشود پرداخته و به صورت يك استثنا مىگويد: «مگر كسانى كه ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند كه براى آنها در برابر اعمالشان پاداش مضاعف است، و در غرفههاى بهشتى در نهايت امنيت به سر مىبرند» (إِلَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِكَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا وَ هُمْ فِي الْغُرُفاتِ آمِنُونَ).
بنابر اين تمام معيارها به اين دو امر باز مىگردد «ايمان» و عمل «صالح».
اينجاست كه قرآن با صراحت بىنظيرش قلم بطلان بر تمام پندارهاى انحرافى و خرافى در زمينه عوامل قرب به پروردگار كشيده.
(آيه 38)- در اين آيه گروه مقابل آنها را توصيف كرده، مىگويد: «اما آنها كه براى انكار و ابطال آيات ما تلاش و كوشش مىكنند (نه خود ايمان دارند و نه اجازه مىدهند ديگران در راه حق گام نهند) در حالى كه چنين مىپندارند كه مىتوانند از چنگال قدرت ما فرار كنند، آنها در عذاب دردناك روز قيامت احضار مىشوند» (وَ الَّذِينَ يَسْعَوْنَ فِي آياتِنا مُعاجِزِينَ أُولئِكَ فِي الْعَذابِ مُحْضَرُونَ).
آنها همان كسانى هستند كه با استفاده از اموال و اولاد و نفرات خود به تكذيب انبيا پرداخته و به وسوسه خلق خدا مشغول شدند.





