(آيه 24)- در اين آيه از طريق ديگرى براى ابطال عقائد مشركان وارد مىشود و مسأله «رازقيّت» را بعد از مسأله «خالقيّت» عنوان مىكند، مىگويد: «بگو:
چه كسى شما را از آسمانها و زمين روزى مىدهد» و بركات آن را در اختيارتان مىگذارد؟! (قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ).
بديهى است هيچ كس از آنها نمىتوانست بگويد اين بتهاى سنگى و چوبى باران را از آسمان نازل مىكنند، گياهان را از زمين مىرويانند.
جالب اين كه بدون آن كه در انتظار پاسخ آنها باشد بلا فاصله مىفرمايد:
«بگو: اللّه» (قُلِ اللَّهُ).
در پايان آيه اشاره به مطلبى مىكند كه خود مىتواند پايه دليلى را تشكيل دهد، دليلى واقع بينانه و توأم با نهايت انصاف و ادب، به گونهاى كه طرف از مركب لجاج و غرور پايين آيد، و به انديشه و فكر بپردازد، مىگويد: «مسلما ما يا شما بر هدايت يا ضلالت آشكارى هستيم»! (وَ إِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلى هُدىً أَوْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ).
اشاره به اين كه عقيده ما و شما با هم تضاد روشنى دارد، بنابر اين ممكن نيست هر دو حق باشد، چرا كه جمع بين نقيضين و ضدين امكان ندارد.
(آيه 25)- اين آيه باز همان استدلال را به شكل ديگرى- و با همان لحن منصفانهاى كه خصم را از مركب لجاجت و غرور فرود آورد- ادامه مىدهد، مىگويد: «بگو: شما مسؤول گناهان ما نيستيد، و ما نيز در برابر اعمال شما مسؤول نخواهيم بود» (قُلْ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنا وَ لا نُسْئَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ).
عجيب اين كه در اينجا پيامبر صلّى اللّه عليه و اله مأمور است در مورد خودش تعبير به «جرم» كند، و در مورد مخالفان تعبير به كارهايى كه انجام مىدهند! و به اين ترتيب اين حقيقت را روشن سازد كه هر كس بايد پاسخگوى اعمال و كردار خويش باشد، چرا كه نتايج اعمال هر انسانى چه زشت و چه زيبا به خود او مىرسد.





