(آيه 53)- آنها چگونه مىتوانند در اين لحظهاى كه همه چيز پايان گرفته در مقام جبران خطاهاى خويش برآيند و ايمان بياورند «در حالى كه پيش از آن (در همان حالتى كه در نهايت اختيار و آزادى اراده بودند) به آن كافر شدند»؟! (وَ قَدْ كَفَرُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ).
نه تنها كافر شدند بلكه انواع اتهامات را به پيامبر اسلام و تعليمات او بستند و «در باره جهان غيب (عالم ماوراء طبيعت، و قيامت و نبوت پيامبر) داوريهاى نادرستى مىكردند و از نقطه دوردستى نسبتهايى به آن مىدادند» (وَ يَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ).
(آيه 54)- سپس مىافزايد: «سر انجام ميان آنها و آنچه مورد علاقه آنان بود (بوسيله مرگ) جدايى افكنده مىشود، همان گونه كه با گروههاى مشابه آنها از قبل چنين عمل شد» (وَ حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ كَما فُعِلَ بِأَشْياعِهِمْ مِنْ قَبْلُ).
در يك لحظه دردناك تمام اموال و ثروتها، تمام كاخها و مقامها، و تمام آرزوهاى خود را مىبينند كه از آنها جدا مىشود، آنهايى كه سخت به يك درهم و دينار چسبيده بودند و دل از كمترين امكانات مادى بر نمىكندند چه حالى خواهند داشت در آن لحظه كه بايد با همه آن يكباره وداع گويند، و چشم بپوشند، و به سوى آيندهاى تاريك و وحشتناك گام بردارند؟
بالأخره در آخرين جمله مىگويد: علت همه اين مسائل آن است كه «آنها پيوسته در حال شك و ترديد به سر مىبردند» و طبعا چنين سرنوشتى در انتظار آنها بود (إِنَّهُمْ كانُوا فِي شَكٍّ مُرِيبٍ).
«پايان سوره سبأ»





