(آيه 10)- مواهب بزرگ خدا بر داود! از آنجا كه در آيه قبل سخن از «عبد منيب» و بنده توبهكار بود و مىدانيم اين توصيف در بعضى از آيات قرآن (ص/ 24) براى داود پيامبر ذكر شده است چه بهتر كه گوشهاى از حال اين پيامبر بزرگ و فرزندش سليمان به عنوان يك الگو بازگو شود و بحث گذشته تكميل گردد.
ضمنا هشدارى باشد براى همه كسانى كه نعمتهاى خدا را به دست فراموشى مىسپرند و به هنگامى كه بر اريكه قدرت مىنشينند خدا را بنده نيستند.
آيه مىگويد: «ما به داود از فضل خود نعمتى بزرگ بخشيديم» (وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا).
بعد از اين اشاره سر بسته به شرح آن مىپردازد و قسمتى از فضائل معنوى و بخشى از فضيلتهاى مادى داود را بدين گونه شرح مىدهد: ما گفتيم «اى كوهها! با داود هم صدا شويد و همچنين شما اى پرندگان با او هم آواز گرديد» و هر گاه او ذكر و تسبيح خدا مىگويد زمزمه را سر دهيد (يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ).
در روايتى از امام صادق عليه السّلام مىخوانيم: «داود به سوى دشت و بيابان خارج شد، و هنگامى كه زبور را تلاوت مىكرد هيچ كوه و سنگ و پرندهاى نبود مگر اين كه با او هم صدا مىشد».
بعد از ذكر اين فضيلت معنوى به ذكر يك فضيلت مادّى پرداخته، مىگويد:
«و ما آهن را براى او نرم كرديم» (وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ).
ظاهر آيه اين است كه، نرم شدن آهن در دست داود به فرمان الهى و به صورت اعجاز انجام مىگرفت.
در حديثى آمده است كه خداوند به داود وحى فرستاد «تو بنده خوبى هستى جز اين كه از بيت المال ارتزاق مىكنى، داود چهل روز گريه كرد (و از خدا راه حلى خواست) خداوند آهن را براى او نرم كرد، و هر روز زرهى مىساخت ...
و به اين وسيله از بيت المال بىنياز شد».





