(آيه 13)- در اين آيه به بخشى از كارهاى مهم توليدى گروه جن كه به فرمان سليمان انجام مى‏دادند اشاره كرده، چنين مى‏گويد: «سليمان هر چه مى‏خواست از معبدها، و تمثالها، و ظرفهاى بزرگ غذا كه همچون حوض‏هاى بزرگ بود، و ديگهاى عظيم ثابت براى او تهيه مى‏كردند» (يَعْمَلُونَ لَهُ ما يَشاءُ مِنْ مَحارِيبَ وَ تَماثِيلَ وَ جِفانٍ كَالْجَوابِ وَ قُدُورٍ راسِياتٍ).

كه بخشى از آنها مربوط به مسائل معنوى و عبادى بود، و بخشى با نيازهاى جسمانى انسانها و جمعيت عظيم لشكريان و كارگزارانش تناسب داشت.

در پايان آيه، بعد از ذكر اين مواهب خداوند خطاب به دودمان حضرت داود كرده، مى‏فرمايد: «اى آل داود! شكرگزارى كنيد» (اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً).

«اما عده كمى از بندگان من شكرگزارند»! (وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ).

منظور از شكرگزارى در اينجا «شكر در عمل» است يعنى استفاده از مواهب در مسير همان اهدافى كه به خاطر آن آفريده و اعطا شده‏اند، و مسلم است كسانى كه مواهب الهى را عموما در جاى خود به كار گيرند اندكى بيش نيستند.

(آيه 14)- اين آيه كه در عين حال آخرين سخن پيرامون «سليمان» در اينجا است، از مرگ عجيب و عبرت انگيز اين پيامبر بزرگ خدا سخن مى‏گويد، و اين واقعيت را روشن مى‏سازد كه پيامبر با آن عظمت، و حكمرانى با آن قدرت و ابهت، چگونه به آسانى جان به جان‏آفرين سپرد.

مى‏فرمايد: «هنگامى كه مرگ را براى سليمان مقرر كرديم كسى مردم را از مرگ او آگاه نساخت، مگر جنبنده‏اى از زمين كه عصاى او را مى‏خورد» تا عصا شكست و پيكر سليمان فرو افتاد (فَلَمَّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلى‏ مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ).

لذا بعد از آن مى‏افزايد: «هنگامى كه سليمان فرو افتاد جنيان فهميدند كه اگر از غيب آگاه بودند در عذاب خواركننده باقى نمى‏ماندند» (فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهِينِ).

يعنى تا آن زمان گروه جن از مرگ سليمان آگاه نبودند و فهميدند كه اگر از اسرار غيب آگاه بودند در اين مدت در زحمت و رنج كارهاى سنگين باقى نمى‏ماندند.