(آيه 27)- در اين آيه كه پنجمين فرمان به پيامبر صلّى اللّه عليه و اله مىباشد بار ديگر به مسأله توحيد كه سخن را از آن آغاز كرده بود باز مىگردد و با اين مسأله بحث را خاتمه مىدهد.
مىفرمايد: «بگو: كسانى را كه به عنوان شريك به خداوند ملحق ساختهايد به من ارائه دهيد» (قُلْ أَرُونِيَ الَّذِينَ أَلْحَقْتُمْ بِهِ شُرَكاءَ).
لذا به دنبال اين جمله با يك كلمه خط بطلان بر همه اين اوهام كشيده مىگويد: «نه هرگز چنين نيست»! (كَلَّا).
اينها هرگز ارزش معبود بودن را ندارند، و در اين پندارهاى شما چيزى از واقعيت نيست، بس است بيدار شويد.
و سر انجام براى تأكيد و تحكيم اين سخن مىگويد: «بلكه تنها اوست خداوند عزيز و حكيم» (بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ).
عزت و شكست ناپذيريش ايجاب مىكند كه در حريم ربوبيتش كسى راه نيابد، و حكمتش اقتضا مىكند كه اين قدرت را به جا صرف كند.
(آيه 28)- تو مبعوث براى همه جهانيان هستى! اين آيه سخن از نبوت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله مىگويد، و آيات بعد از آن پيرامون معاد بحث مىكند.
نخست به وسعت دعوت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و عموميت نبوت او به همه انسانها اشاره كرده، مىگويد: «و ما تو را نفرستاديم مگر براى همه مردم جهان در حالى كه همگان را به پاداشهاى بزرگ الهى بشارت مىدهى، و از عذاب الهى انذار مىكنى، ولى بيشتر مردم از اين معنى بىخبرند» (وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيراً وَ نَذِيراً وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ).
(آيه 29)- از آنجا كه در آيات قبل به اين معنى اشاره شده بود كه خداوند همه مردم را در روز رستاخيز جمع كرده و ميان آنها داورى مىكند، در اين آيه سؤالى از ناحيه منكران معاد به اين صورت نقل مىكند: «آنها مىگويند: اگر راست مىگوييد اين وعده رستاخيز در چه زمانى است»؟! (وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ).





