(آيه 3)- به پروردگار سوگند قيامت خواهد آمد! آيات گذشته در عين اين كه از توحيد و صفات خدا سخن مى‏گفت زمينه‏ساز مسأله معاد بود، زيرا بحث معاد جز از طريق علم بى‏پايان حق حل نمى‏شود.

لذا آيه مى‏گويد: «و كافران گفتند: (اين دروغ است كه قيامتى در پيش داريم) هرگز قيامت به سراغ ما نمى‏آيد»! (وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَأْتِينَا السَّاعَةُ).

آنها مى‏خواستند از اين طريق آزادى عمل پيدا كنند و هر كارى از دستشان ساخته است- به اين اميد كه حساب و كتاب و عدل و دادى در كار نيست- انجام دهند.

اما از آنجا كه دلائل قيامت روشن است قرآن با يك جمله قاطع و به صورت بيان نتيجه به پيامبر صلّى اللّه عليه و اله مى‏گويد: «بگو: آرى، به پروردگارم سوگند كه قيامت به سراغ همه شما خواهد آمد» (قُلْ بَلى‏ وَ رَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ).

تكيه روى كلمه «ربّ» به خاطر اين است كه قيامت از شؤون ربوبيّت است، چگونه ممكن است خداوند مالك و مربى انسانها باشد و آنها را در مسير تكامل پيش ببرد اما نيمه كاره رها كند و با مرگ همه چيز پايان گيرد! و از آنجا كه يكى از اشكالات مخالفان معاد اين بوده كه به هنگام خاك شدن بدن انسان، و پراكنده شدن اجزاى آن در اطراف زمين، چه كسى مى‏تواند آنها را بشناسد و جمع كند و به زندگى نوين بازگرداند؟ از سوى ديگر چه كسى مى‏تواند آنها را بشناسد و جمع كند و به زندگى نوين باز گرداند؟ از سوى ديگر چه كسى مى‏تواند حساب اين همه اعمال بندگان را در نهان و آشكار و درون و برون نگاه دارد و به موقع به اين حسابها برسد؟ لذا در دنباله آيه اضافه مى‏كند: «او از تمام امور پنهانى باخبر است و به اندازه سنگينى ذره‏اى در تمام آسمانها و نه در زمين از حوزه علم بى‏پايان او بيرون نخواهد بود» (عالِمِ الْغَيْبِ لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ).

«و نه كوچكتر از ذره، و نه بزرگتر از آن، مگر اين كه همه اينها در كتاب مبين ثبت و ضبط است» (وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ).