(آيه 42)- سپس به بيان نعمتهاى ديگر بهشتى پرداخته، آن هم نعمتهايى كه با نهايت احترام به بهشتيان داده مىشود، مىگويد: «ميوهها (ى گوناگون پر ارزش) و آنها گرامى داشته مىشوند ...» (فَواكِهُ وَ هُمْ مُكْرَمُونَ). و به صورت ميهمانهاى عزيزى با نهايت احترام از آنها پذيرائى مىشود.
(آيه 43)- از نعمت ميوههاى رنگارنگ و احترام و گرامى داشت كه بگذريم سخن از جايگاه آنها به ميان مىآيد، مىفرمايد: جايگاه آنها «در باغهاى (سرسبز) و پر نعمت بهشت است» (فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ).
هر نعمتى بخواهند در آنجا هست و هر چه اراده كنند در برابر آنها حاضر است.
(آيه 44)- و از آنجا كه يكى از بزرگترين لذات انسان بهره گرفتن از مجلس انس با دوستان يكرنگ و با صفاست، در چهارمين مرحله به اين نعمت اشاره كرده، مىگويد: «بهشتيان در حالى كه بر تختها رو به روى يكديگر تكيه زدهاند» (عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ).
(آيه 45)- در پنجمين مرحله از بيان مواهب بهشتيان، سخن از نوشابه و شراب طهور آنهاست، مىفرمايد: «و گرداگردشان قدحهاى لبريز از شراب طهور را مىگردانند» (يُطافُ عَلَيْهِمْ بِكَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ).
اين ظرفها در گوشهاى قرار نگرفته كه آنها تقاضاى جامى از آن كنند، بلكه به مقتضاى تعبير (يُطافُ عَلَيْهِمْ) گرد آنها مىگردانند!
(آيه 46)- سپس به توصيفى از آن شراب طهور پرداخته، مىگويد: «شرابى سفيد و درخشنده و لذت بخش براى نوشندگان» (بَيْضاءَ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ).
شرابى پاك، خالى از رنگهاى شيطانى، سفيد و شفاف.
(آيه 47)- از آنجا كه نام شراب و پيمانه و مانند اينها ممكن است مفاهيم ديگرى در اذهان تداعى كند بلافاصله در اين آيه با ذكر جمله كوتاه و گويائى همه اين مفاهيم را از ذهن شنوندگان مىشويد و مىگويد: «شرابى كه نه در آن مايه تباهى عقل است، و نه از آن مست مىشوند» (لا فِيها غَوْلٌ وَ لا هُمْ عَنْها يُنْزَفُونَ).
و جز هوشيارى و نشاط و لذت روحانى چيزى در آن نيست.





