(آيه 63)- سپس قرآن به بعضى از ويژگيهاى اين گياه پرداخته، مىگويد: «ما آن را مايه درد و رنج ظالمان قرار داديم» (إِنَّا جَعَلْناها فِتْنَةً لِلظَّالِمِينَ).
اشاره به اين كه آنها هنگامى كه نام «زقوم» را شنيدند به سخريه و استهزا پرداختند و از اين رو وسيلهاى براى آزمايش اين ستمگران شد.
(آيه 64)- سپس مىافزايد: «آن درختى است كه در قعر جهنم مىرويد» (إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ).
ولى اين ظالمان مغرور به سخريه ادامه دادند و گفتند: مگر ممكن است گياه يا درختى از قعر جهنم برويد؟ آتش كجا و درخت و گياه كجا؟
گويا آنها از اين نكته غافل بودند كه اصولى كه بر زندگى آن جهان (آخرت) حاكم است با اين جهان بسيار تفاوت دارد.
(آيه 65)- سپس مىافزايد: «شكوفه آن مانند سرهاى شياطين است»! (طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ).
اين تشبيه براى بيان نهايت زشتى و چهره تنفر آميز آن است.
(آيه 66)- سر انجام قرآن مىگويد: آنها [مجرمان] از آن مىخورند و شكمها را از آن پر مىكنند»! (فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْها فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ).
اين همان فتنه و عذابى است كه در آيات قبل به آن اشاره شد، خوردن از اين گياه دوزخى با آن بوى بد و طعم تلخ با آن شيرهاى كه تماسش با بدن مايه سوزندگى و تورم است، آن هم خوردن به مقدار زياد، عذابى است دردناك.





