(آيه 37)- سپس قرآن براى نفى اين سخنان بىاساس و دفاع از مقام وحى و رسالت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله مىافزايد: «چنين نيست، او حق آورده و پيامبران پيشين را تصديق كرده است» (بَلْ جاءَ بِالْحَقِّ وَ صَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ).
محتواى سخنان او از يك سو، و هماهنگى آن با دعوت انبيا از سوى ديگر دليل صدق گفتار اوست.
(آيه 38)- «اما شما (اى مستكبران كوردل و گمراهان بدزبان) بطور مسلم عذاب دردناك الهى را خواهيد چشيد» (إِنَّكُمْ لَذائِقُوا الْعَذابِ الْأَلِيمِ).
(آيه 39)- ولى گمان نكنيد كه خداوند انتقامجو است و مىخواهد انتقام پيامبرش را از شما بگيرد چنين نيست شما «جز به آنچه انجام مىداديد كيفر داده نمىشويد» (وَ ما تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ).
در حقيقت همان اعمال شماست كه در برابر شما مجسم مىشود و با شما مىماند و شما را شكنجه و آزار مىدهد.
(آيه 40)- اين آيه كه در حقيقت مقدمهاى است براى بحثهاى آينده يك گروه را استثنا كرده، مىگويد: «جز بندگان مخلص پروردگار (كسانى كه خدا آنها را خالص كرده است) كه از همه اين كيفرها به دور و بركنارند» (إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ).
آرى! تنها اين گروهند كه به اعمالشان جزا داده نمىشوند، بلكه خدا با فضل و كرم با آنها رفتار مىكند و بىحساب پاداش مىگيرند.
(آيه 41)- گوشهاى از نعمتهاى بهشتى: در آيه قبل سخن از (عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ) به ميان آمد، در اينجا مواهب و نعمتهاى بىشمارى را كه خداوند به آنها ارزانى مىدارد، بيان مىكند كه مىتوان آن را در هفت بخش خلاصه كرد.
نخست مىگويد: «براى آنان [بندگان مخلص] روزى معين و ويژهاى است» (أُولئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ).
اين جمله اشاره به مواهب معنوى و لذات روحانى و درك جلوههاى ذات پاك حق، و سرمست شدن از باده طهور عشق اوست، همان لذتى كه تا كسى نبيند نمىداند.





