(آيه 59)- «و جز همان مرگ اول مرگى به سراغ ما نخواهد آمد، و ما هرگز عذاب نخواهيم شد» (إِلَّا مَوْتَتَنَا الْأُولى‏ وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ).

(آيه 60)- به هر حال اين گفتگو را با يك جمله پر معنى و بسيار احساس انگيز و مؤكد به انواع تأكيدات پايان داده، مى‏گويد: «راستى اين همان پيروزى بزرگ است» (إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ).

چه پيروزى و رستگارى از اين برتر كه انسان غرق نعمت جاودانى و حيات ابدى و مشمول انواع الطاف الهى باشد؟

(آيه 61)- و سر انجام خداوند بزرگ با يك جمله كوتاه و بيدار كننده و پر معنى به اين بحث خاتمه داده، مى‏فرمايد: «براى مثل اين بايد، عمل كنندگان عمل كنند» و به خاطر اين مواهب تلاشگران بكوشند (لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُونَ).

چه تعبير زيبائى! مى‏گويد: تلاشگران براى اين چنين هدفى بايد تلاش كنند، براى بهشتى مملو از لذات روحانى، و پر از نعمتهاى جسمانى كه شراب طهورش انسان را در نشئه‏اى ملكوتى فرو مى‏برد، و همنشينى دوستان باصفايش غمى بر دل نمى‏گذارد.

(آيه 62)- گوشه‏اى از عذابهاى جانكاه دوزخيان: بعد از بيان نعمتهاى روح بخش و پر ارزش بهشتى، به بيان عذابهاى دردناك و غم انگيز دوزخى مى‏پردازد، و آن چنان ترسيمى از آن مى‏كند كه در مقايسه با نعمتهاى پيشين در نفوس مستعد عميقا اثر مى‏گذارد و آنها را از هر گونه زشتى و ناپاكى باز مى‏دارد.

نخست مى‏فرمايد: «آيا اين (نعمتهاى جاويدان بهشتى بهتر است يا درخت (نفرت انگيز) زقوم»؟! (أَ ذلِكَ خَيْرٌ نُزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ).

واژه «شجره» هميشه به معنى «درخت» نيست گاه به معنى گياه نيز مى‏آيد، و قرائن نشان مى‏دهد كه منظور از آن در اينجا «گياه» است.