(آيه 83)- اين آيه كه آخرين آيه سوره «يس» است به صورت يك نتيجه‏گيرى كلى در مسأله مبدأ و معاد اين بحث را به طرز زيبايى پايان مى‏دهد.

مى‏گويد: «پس منزه است خداوندى كه ملكوت همه چيز در دست قدرت اوست و همه شما به سوى او باز مى‏گرديد» (فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ).

نكته‏ها:

در اينجا نظر خوانندگان عزيز را به مباحث ششگانه زير كه بحث فشرده‏اى پيرامون مسائل معاد است، جلب مى‏كنيم:

1- اعتقاد به معاد يك امر فطرى است‏

اگر انسان براى فنا آفريده شده بود بايد عاشق «فنا» باشد، و از مرگ- هر چند مرگ به موقع- و در پايان عمر لذت برد، در حالى كه مى‏بينيم قيافه مرگ به معنى نيستى براى انسان در هيچ زمانى خوشايند نبوده، سهل است، با تمام وجودش از آن مى‏گريزد! كوشش براى باقى نگهداشتن جسم مردگان از طريق موميايى كردن و ساختن مقابر جاويدانى همچون اهرام مصر، و دويدن دنبال آب حيات، و اكسير جوانى، و آنچه مايه طول عمر است، دليل روشنى از عشق سوزان انسان به مسأله بقا است.

اگر ما براى فنا آفريده شديم اين علاقه به بقا چه مفهومى مى‏تواند داشته باشد؟ جز يك علاقه مزاحم و حد اقل بيهوده و بى‏مصرف!

فراموش نكنيد ما بحث معاد را بعد از پذيرش وجود خداوند حكيم و دانا دنبال مى‏كنيم، ما معتقديم هر چه او در وجود ما آفريده روى حساب است، بنابر اين عشق به بقا نيز بايد حسابى داشته باشد، و آن هماهنگى با آفرينش و جهان بعد از اين عالم است.