آرى در صورتى زندگى اين دنيا مفهوم و معنى پيدا مى‏كند و با حكمت خداوندى سازگار مى‏شود كه اين جهان را مزرعه‏اى براى جهان ديگر و گذرگاهى براى آن عالم وسيع و كلاس تهيه و دانشگاهى براى جهان ديگر و تجارتخانه‏اى براى آن سرا بدانيم، همانگونه كه امير مؤمنان على عليه السّلام در كلمات پرمحتوايش در نهج البلاغه فرمود: «اين دنيا جايگاه صدق و راستى است براى آن كس كه با آن به راستى رفتار كند و خانه تندرستى است براى آن كس كه از آن چيزى بفهمد، و سراى بى‏نيازى است براى آن كس كه از آن توشه برگيرد، و محل اندرز است، براى آنكه از آن اندرز گيرد، مسجد دوستان خداست، نمازگاه فرشتگان پروردگار و محل نزول وحى الهى و تجارتخانه اولياء حق است».

كوتاه سخن اينكه مطالعه و بررسى وضع اين جهان به خوبى گواهى مى‏دهد بر اينكه عالم ديگرى پشت سر آن است: «شما نشئه اولى و آفرينش خود را در اين دنيا ديديد چرا متذكر نمى‏شويد كه از پى آن جهان ديگرى است؟» (واقعه/ 62)

ب- برهان عدالت:

دقت در نظام هستى و قوانين آفرينش نشان مى‏دهد كه همه چيز آن حساب شده است.

در سازمان تن ما آنچنان نظام عادلانه‏اى حكمفرماست كه هرگاه كمترين تغيير و ناموزونى رخ مى‏دهد سبب بيمارى يا مرگ مى‏شود، حركات قلب ما، گردش خون ما، پرده‏هاى چشم ما و جزء جزء سلولهاى تن ما مشمول همان نظام دقيق است كه در كل عالم حكومت مى‏كند. آيا انسان مى‏تواند يك وصله ناجور در اين عالم پهناور باشد؟

درست است كه خداوند به انسان آزادى اراده و اختيار داده تا او را بيازمايد و در سايه آن مسير تكامل را طى كند، ولى اگر انسان از آزادى سوء استفاده كرد، چه مى‏شود؟ اگر ظالمان و ستمگران، گمراهان و گمراه كنندگان با سوء استفاده از اين موهبت الهى به راه خود ادامه دادند عدل خداوند چه اقتضا مى‏كند؟

درست است كه گروهى از بدكاران در اين دنيا مجازات مى‏شوند و به كيفر اعمال خود- يا لااقل قسمتى از آن- مى‏رسند، اما مسلما چنان نيست كه همه مجرمان، همه كيفر خود را ببينند، و همه پاكان و نيكان به پاداش اعمال خود در اين جهان برسند، آيا ممكن است اين دو گروه در كفّه عدالت پروردگار يكسان باشند؟