(آيه 34)- اين آيه توضيح و تشريحى بر آيه قبل است و چگونگى حيات زمينهاى مرده را بيان مىكند، مىفرمايد: «و ما در آن باغهايى از نخلها و انگورها قرار داديم و چشمههايى از آن جارى ساختيم» (وَ جَعَلْنا فِيها جَنَّاتٍ مِنْ نَخِيلٍ وَ أَعْنابٍ وَ فَجَّرْنا فِيها مِنَ الْعُيُونِ).
در آيه قبل سخن از دانههاى غذايى در ميان بود، اما در اينجا از ميوههاى نيرو بخش و مغذى سخن مىگويد كه دو نمونه بارز و كامل آنها «خرما» و «انگور» است كه هر يك غذايى كامل محسوب مىشود.
(آيه 35)- اين آيه هدف آفرينش اين درختان پر بار را چنين بيان مىكند:
«غرض اين است كه از ميوه آن بخورند، در حالى كه دست آنها در ساختمان آن كمترين دخالتى نداشته، آيا شكر خدا را به جا نمىآورند»! (لِيَأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَ ما عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ أَ فَلا يَشْكُرُونَ).
آرى! ميوههايى كه به صورت غذاى كامل بر شاخسار درختان ظاهر مىشود بىآنكه كمترين نيازى به پختن و يا تغييرات ديگر داشته باشد به مجرد چيدن از درخت قابل استفاده است، و اين نهايت لطف و عظمت پروردگار را در باره انسانها نشان مىدهد.
هدف آن است كه حس حق شناسى و شكر گزارى انسانها را تحريك كند تا از طريق شكر گزارى قدم در مرحله معرفت پروردگار بگذارند، كه شكر منعم نخستين گام معرفت كردگار است.
(آيه 36)- اين آيه سخن از تسبيح و تنزيه پروردگار مىگويد، خط بطلان بر شرك مشركان كه در آيات گذشته از آن سخن بود مىكشد، و راه توحيد و يكتا پرستى را به همگان نشان مىدهد، مىفرمايد: «منزه است كسى كه تمام زوجها را آفريد، از آنچه زمين مىروياند، و از خود آنان، و از آنچه نمىدانند»! (سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا يَعْلَمُونَ).
بديهى است خداوند نياز به اين ندارد كه خويشتن را تسبيح و تنزيه كند، اين تعليمى است براى بندگان و دستور العملى است براى پيمودن خط تكامل.
اين آيه يكى ديگر از آياتى است كه محدود بودن علم انسان را بيان مىكند و نشان مىدهد كه در اين جهان حقايق بسيارى است- از جمله «زوجيّت» در موجودات جهان- كه از علم و دانش ما پوشيده است.





