(آيه 49)- اين آيه به اين سؤال توأم با سخريه يك پاسخ محكم و جدى داده، مى‏گويد: قيام قيامت و پايان اين جهان براى خدا مسأله پيچيده، و كار مشكلى نيست: «آنها جز اين انتظار نمى‏كشند كه يك صيحه عظيم آسمانى فرارسد و آنان را ناگهان فروگيرد در حالى كه مشغول جنگ و جدال (در مورد دنياى خويش) هستند»! (ما يَنْظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ).

همين يك فرياد عظيم آسمانى كافى است كه همه را در يك لحظه كوتاه، هر كدام در همان مكان و همان حالتى كه هستند قبض روح كند، و زندگى پر غوغاى مادى آنها كه معركه دعواها و ميدان جنگ دائمى آنان است جاى خود را به دنيايى خاموش و خالى از هر سر و صدا بدهد.

در روايات اسلامى از پيغمبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله آمده است كه: «اين صيحه آسمانى آن چنان غافلگيرانه است كه دو نفر در حالى كه پارچه‏اى را گشوده‏اند و مشغول معامله‏اند پيش از آن كه آن را برچينند و بپيچند جهان پايان مى‏يابد! و كسانى هستند كه در آن لحظه لقمه غذا از ظرف برداشته اما پيش از آن كه به دهان آنها برسد صيحه آسمانى فرا مى‏رسد و جهان پايان مى‏يابد!

كسانى هستند كه مشغول تعمير و گل مالى حوضند تا چهار پايان را سيراب كنند پيش از آنكه چهار پايان سيراب شوند قيامت بر پا مى‏شود»! به هر حال قرآن با اين تعبير كوتاه و قاطع به آنها هشدار مى‏دهد كه قيامت بطور ناگهانى و غافلگيرانه بر پا مى‏شود، و ثانيا موضوع پيچيده‏اى نيست كه آنها در امكانش به بحث و مخاصمه برخيزند، با يك صيحه همه چيز پايان مى‏گيرد و دنيا به آخر مى‏رسد.

(آيه 50)- لذا در اين آيه مى‏گويد: اين مسأله به قدرى سريع و برق آسا و غافلگيرانه است كه «حتى توانايى بر وصيت و سفارش نخواهند داشت، و حتى فرصت مراجعت به سوى خانواده و منزلهاى خود را پيدا نمى‏كنند»! (فَلا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَ لا إِلى‏ أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ).

معمولا هنگامى كه حادثه‏اى به انسان دست مى‏دهد و انسان احساس مى‏كند پايان عمرش نزديك شده، سعى مى‏كند هر جا هست خود را به منزل و مأواى خويش برساند، و در ميان همسر و فرزندانش قرار گيرد، سپس كارهاى نيمه تمام و سرنوشت بازماندگان خود را از طريق وصيت بر عهده اين و آن بگذارد و سفارش آنها را به ديگران بكند.

اما مگر صيحه پايان دنيا به كسى مجال مى‏دهد؟ و يا به فرض اين كه مجالى باشد مگر كسى زنده مى‏ماند كه توصيه‏هاى انسان را بشنود؟