(آيه 74)- لذا در اين آيه به تشريح حال مشركان پرداخته چنين مى‏گويد:
«آنها غير از خدا معبودانى براى خويش برگزيدند به اين اميد كه از سوى آنها يارى شوند» و مورد حمايت بتان قرار گيرند (وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنْصَرُونَ).

چه خيال خام و فكر باطلى؟ كه اين موجودات ضعيف را كه هيچ قدرتى بر دفاع از خويشتن ندارند تا چه رسد به ديگران، در كنار خالق زمين و آسمان و بخشنده آن همه مواهب قرار دهند، و در حوادث مشكل زندگى از آنان يارى طلبند؟

(آيه 75)- لذا در اين آيه مى‏افزايد: «آنها قادر به نصرت و يارى عبادت كنندگان خويش نيستند، و اين عابدان در قيامت لشكر آنها خواهند بود و همگى در آتش دوزخ حضور مى‏يابند» (لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ وَ هُمْ لَهُمْ جُنْدٌ مُحْضَرُونَ).

چه دردناك است كه اين پيروان در آن روز به صورت لشكريانى پشت سر بتها قرار گيرند، و همگى در دادگاه عدل خدا حضور يابند- حاضر ساختن افراد بى‏آنكه خودشان تمايل داشته باشند نشانه حقارت آنها است- و بعد از آن همگى به دوزخ فرستاده شوند، بى‏آنكه بتوانند گرهى را از كار لشكر خود بگشايند.

(آيه 76)- سر انجام در اين آيه به عنوان دلدارى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و تقويت روحيه او در برابر اين همه كار شكنيها و فتنه انگيزيها و افكار و اعمال خرافى، مى‏فرمايد:

«اكنون كه چنين است سخنان آنها تو را غمگين نكند (كه گاهى تو را شاعر مى‏خوانند و گاهى ساحر و گاه تهمتهاى ديگرى مى‏بندند) چرا كه آنچه را آنها در دل مخفى مى‏دارند و يا با زبان آشكار مى‏سازند همه را ما مى‏دانيم» (فَلا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ).

نه نيات آنها بر ما پوشيده است، و نه توطئه‏هاى مخفيانه آنها، و نه تكذيبها و شيطنتهاى آشكارشان، همه را مى‏دانيم و حساب آنها را براى روز حساب نگه مى‏داريم و تو را از شر آنها در اين جهان نيز در امان خواهيم داشت.