(آيه 35)- در اين آيه براى محكوم ساختن اين گروه مشرك، سخن را در قالب استفهام آميخته با توبيخ درآورده، مى‏گويد: «آيا ما دليل محكمى بر آنان فرستاديم كه از شركشان سخن مى‏گويد» و آن را موجّه مى‏شمارد؟ (أَمْ أَنْزَلْنا عَلَيْهِمْ سُلْطاناً فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِما كانُوا بِهِ يُشْرِكُونَ).

(آيه 36)- اين آيه كه ترسيم ديگرى از طرز فكر و روحيه اين جاهلان كم ظرفيت است چنين مى‏گويد: «و هنگامى كه رحمتى به مردم بچشانيم خوشحال و مغرور مى‏شوند، و هر گاه بلا و رنج و دردى به خاطر اعمالى كه انجام داده‏اند به آنها برسد ناگهان مأيوس و نوميد مى‏گردند» (وَ إِذا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِها وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذا هُمْ يَقْنَطُونَ).

در حالى كه مؤمنان راستين كسانى هستند كه نه به هنگام نعمت گرفتار غرور و غفلت مى‏شوند و نه به هنگام مصيبت، گرفتار يأس و نوميدى، نعمت را از خدا مى‏دانند و شكر به درگاه او مى‏برند، و مصيبت را آزمون و امتحان، و يا نتيجه اعمال خويش محسوب مى‏دارند و صبر مى‏كنند و رو به درگاه او مى‏آورند.

(آيه 37)- اين آيه همچنان از «توحيد ربوبيت» سخن مى‏گويد، و به تناسب بحثى كه در آيات گذشته آمده بود كه بعضى از كم ظرفيتان با روى آوردن نعمت، مغرور و با مواجه شدن بلا، مأيوس مى‏شوند، چنين مى‏فرمايد: «آيا نديدند كه خداوند روزى را براى هر كس بخواهد گسترده (و براى هر كس بخواهد) تنگ مى‏سازد» (أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ).

درست است كه عالم، عالم اسباب است ولى در عين حال اين يك قاعده كلى و هميشگى نيست، چرا كه گاه افراد بسيار جدى و لايقى را مى‏بينيم كه هر چه مى‏دوند به جايى نمى‏رسند، و به عكس گاه افراد كم دست و پا را مشاهده مى‏كنيم كه درهاى روزى از هر سو به روى آنها گشوده است! اين استثناها گويا براى اين است كه خداوند نشان دهد با تمام تأثيرى كه در عالم اسباب آفريده، نبايد در عالم اسباب گم شوند، و نبايد فراموش كنند كه در پشت اين دستگاه، دست نيرومند ديگرى است كه آن را مى‏گرداند.

لذا در پايان آيه مى‏گويد: «در اين نشانه‏هايى است از قدرت و عظمت خدا براى قومى كه ايمان مى‏آورند» (إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ).