(آيه 20)- آيات خدا در آفاق و انفس! در اينجا نكات جالبى از دلائل توحيد و نشانههاى پروردگار را در نظام عالم هستى بازگو كرده، و بحثهاى گذشته را تكميل مىنمايد.
نخست به سراغ آفرينش انسان كه اولين و مهمترين موهبت الهى بر اوست مىرود و مىگويد: «يكى از نشانههاى او اين است كه شما را از خاك آفريد، سپس شما انسانهايى شديد كه در روى زمين منتشر گشتيد» (وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ إِذا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ).
در اين آيه به دو نشانه عظمت الهى اشاره شده: يكى آفرينش انسان از خاك كه ممكن است اشاره به آفرينش نخستين انسان يعنى آدم بوده باشد، يا آفرينش همه انسانها از خاك چرا كه مواد غذايى تشكيل دهنده وجود انسان، همه مستقيما يا بطور غير مستقيم از خاك گرفته مىشود.
دوم: تكثير نسل انسان و انتشار فرزندان آدم در سراسر روى زمين است.
(آيه 21)- اين آيه نيز بخش ديگرى از آيات انفسى را كه در مرحله بعد از آفرينش انسان قرار دارد مطرح كرده، مىفرمايد: «و از نشانههاى او اين كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنها آرامش يابيد» (وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها).
و از آنجا كه ادامه اين پيوند در ميان همسران، نياز به يك جاذبه و كشش قلبى و روحانى دارد به دنبال آن اضافه مىكند: «و در ميان شما مودّت و رحمت قرار داد» (وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً).
و در پايان آيه براى تأكيد بيشتر مىفرمايد: «در اين نشانههايى است براى گروهى كه تفكّر مىكنند» (إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ).
و از اينجا مىتوان نتيجه گرفت آنها كه پشت پا به اين سنت الهى مىزنند وجود ناقصى دارند، چرا كه يك مرحله تكاملى آنها متوقف شده مگر آن كه به راستى شرايط خاص و ضرورتى ايجاب تجرّد كند.





