﴿السَّلامُ عَلَيْكَ بِجَوَامِعِ السَّلامِ﴾

سلام بر تو با همه آنچه در حقيقتِ سلام نهفته است!

حقيقت آن است كه نمي‌دانم با تو اي همه آرزوهايم! چه بگويم و ديگر به بهانه كدام يك از كمالاتت بر تو سلام كنم، پس بگذار در يك كلمه عرض كنم:
سلام بر تو با هر آنچه جا دارد كه بر تو سلام كنم!
سلام بر تو به جهت هر آنچه در شأن سلام هست و همة آن در تو است!

نه ماهي از آب خسته مي‌شود و نه من از سلام كردن به تو، چون ماهي بي‌آب لاشه مرده‌اي بيش نيست، و انسانيت انسان، بي‌انسان كامل قالب انسان است و نه خود انسان.
پس:

هركه او ماهي نباشد جويد او پايان آب
هركه او ماهي بود كي فكرت پايان‌كند؟

اي بقية‌الله‌اعظم! اي حجّت خدا!
مي‌خواهم نزديكي خود را به شما نشان دهم كه چون بيگانگان با من رفتار ننماييد، مي‌خواهم عقايد خود را به شما عرضه كنم تا مرا هم از اهل ديار خود بدانيد، در حالي‌كه مي‌دانم شما از ضمير من اطلاع كامل داريد.

ياعلي.