(آيه 46)- اين آيه نيز گواه بر اين حقيقت است كه مى‏گويد: «آنها جز خدا اوليا و ياورانى ندارند كه آنان را يارى كنند» و عذاب الهى را از آنها دفع نمايند (وَ ما كانَ لَهُمْ مِنْ أَوْلِياءَ يَنْصُرُونَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ).

آنها رشته‏هاى ارتباط خود را با بندگان خالص با انبيا و اوليا بريده‏اند، لذا در آنجا يار و ياورى ندارند، قدرتهاى مادى نيز در آنجا همه از كار مى‏افتد، و به همين دليل تك و تنها در برابر عذاب الهى قرار مى‏گيرند.

و براى تأكيد اين معنى در پايان آيه مى‏افزايد: «هر كس را خداوند گمراه سازد راه نجاتى براى او نيست» (وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ سَبِيلٍ).

(آيه 47)- از آنجا كه در آيات گذشته گوشه‏اى از مجازات دردناك و هول و وحشت كافران و ظالمان منعكس شده، در اينجا روى سخن را به همه مردم كرده، به آنها هشدار مى‏دهد پيش از آنكه گرفتار چنان سرنوشت شومى شوند دعوت پروردگارشان را اجابت كرده به راه حق باز آيند.

مى‏فرمايد: «دعوت پروردگار خويش را اجابت كنيد پيش از آن كه روزى فرا رسد كه ديگر بازگشتى براى آن در برابر اراده پروردگار نيست» (اسْتَجِيبُوا لِرَبِّكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ).

و اگر تصور كنيد در آن روز پناهگاهى جز سايه لطف او، و مدافعى جز رحمت او وجود دارد اشتباه است، چرا كه «در آن روز براى شما نه ملجأ و پناهى است (كه در برابر عذاب الهى پناهتان دهد) و نه يار و ياورى» كه از شما دفاع كند (ما لَكُمْ مِنْ مَلْجَإٍ يَوْمَئِذٍ وَ ما لَكُمْ مِنْ نَكِيرٍ).