(آيه 18)- سپس به موضع گيرى كفار و مؤمنان در برابر آن پرداخته، مى‏گويد: «آنها كه به قيامت ايمان ندارند در باره آن شتاب مى‏كنند» و مى‏گويند: اين قيامت كى خواهد آمد؟! (يَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِها).

آنها هرگز به خاطر عشق به قيامت و رسيدن به لقاى محبوب، اين سخن را نمى‏گويند، بلكه از روى استهزاء و مسخره و انكار چنين تقاضايى دارند.

«ولى آنها كه ايمان آورده‏اند پيوسته با خوف و هراس مراقب آن هستند، و مى‏دانند آن حق است و خواهد آمد» (وَ الَّذِينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْها وَ يَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ).

و از اينجا روشن مى‏شود كه ايمان به قيامت و دادگاه بزرگ عدل الهى مخصوصا با توجه به اين معنى كه هر لحظه احتمال وقوع آن مى‏رود چه تأثير تربيتى عميقى در مؤمنان دارد.

و در پايان آيه به عنوان يك اعلام عمومى، مى‏فرمايد: «آگاه باشيد كسانى كه در قيامت ترديد مى‏كنند (و با لجاج و عناد در مورد آن به محاجّه مى‏پردازند) در گمراهى عميقى هستند» (أَلا إِنَّ الَّذِينَ يُمارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفِي ضَلالٍ بَعِيدٍ).

چرا كه نظام اين جهان خود دليلى است بر اين كه مقدمه‏اى است براى جهان ديگر، كه بدون آن، آفرينش اين جهان، لغو و بى‏معنى است، نه با حكمت خداوند سازگار است و نه با عدالت او.