(آيه 21)- از آنجا كه در آيه 13 همين سوره سخن از تشريع دين از ناحيه پروردگار به وسيله پيامبران اولوا العزم بود در ادامه آن در اين آيه براى نفى تشريع ديگران، و اين كه هيچ قانونى در برابر قانون الهى رسميت ندارد، و اصولا حق قانونگذارى مخصوص خداست مى‏فرمايد: «آيا آنها معبودانى دارند كه دين و آيينى بى‏اذن خداوند براى آنان تشريع كرده‏اند» (أَمْ لَهُمْ شُرَكاءُ شَرَعُوا لَهُمْ مِنَ الدِّينِ ما لَمْ يَأْذَنْ بِهِ اللَّهُ).

به دنبال آن با لحنى تهديد آميز به تشريع كنندگان باطل هشدار داده مى‏گويد:
«هر گاه فرمان حتمى خداوند دائر به مهلت دادن به اين گونه اشخاص نبود در ميان آنها داورى مى‏شد» دستور عذابشان صادر مى‏گشت و مجالى به آنها نمى‏داد (وَ لَوْ لا كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ).

در عين حال آنها نبايد اين حقيقت را فراموش كنند كه «براى ظالمان عذاب دردناكى است» (وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ).

(آيه 22)- سپس به توضيح كوتاهى در باره «عذاب ظالمين» و توضيح بيشترى در باره «پاداش مؤمنان» در مقابل آنها، پرداخته، مى‏گويد: در آن روز «ستمگران را مى‏بينى كه از اعمالى كه انجام داده‏اند سخت بيمناكند، اما (چه فايده كه) مجازات اعمالشان آنها را فرو مى‏گيرد» (تَرَى الظَّالِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا كَسَبُوا وَ هُوَ واقِعٌ بِهِمْ).

«و اما كسانى كه ايمان آورده‏اند و عمل صالح انجام داده‏اند در بهترين و سرسبزترين باغهاى بهشت جاى دارند» (وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فِي رَوْضاتِ الْجَنَّاتِ).

اما فضل الهى در باره مؤمنان صالح العمل به همين جا ختم نمى‏شود، آنها چنان مشغول الطاف او هستند كه «هر چه بخواهند نزد پروردگارشان براى آنها فراهم است» (لَهُمْ ما يَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ).
و به اين ترتيب هيچ موازنه‏اى بين «عمل» و «پاداش آنها» وجود ندارد، بلكه پاداششان از هر نظر نامحدود است.

و از آن جالبتر تعبير «عند ربّهم» (نزد پروردگارشان) مى‏باشد كه بيانگر لطف بى‏حساب خداوند در باره آنهاست، چه موهبتى از اين بالاتر كه به مقام قرب خدا راه يابند؟
بى‏جهت نيست كه در پايان آيه مى‏گويد: «اين است فضل بزرگ» (ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ).