(آيه 13)- و به اين ترتيب «ما موسى را به مادرش باز گردانديم تا چشمش روشن شود و غم و اندوهى در دل او باقى نماند، و بداند وعده الهى حق است اگر چه اكثر مردم نمىدانند» (فَرَدَدْناهُ إِلى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَ لا تَحْزَنَ وَ لِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ).
(آيه 14)- موسى در طريق حمايت از مظلومان: در اينجا با سومين بخش از سر گذشت پر ماجراى موسى (ع) رو به رو مىشويم كه در آن مسائلى مربوط به دوران بلوغ او و پيش از آن كه از «مصر» به «مدين» برود، و انگيزه هجرت او مطرح شده است.
نخست مىگويد: «و هنگامى كه (موسى) نيرومند و كامل شد، حكمت و دانش به او داديم و اين گونه نيكو كاران را جزا مىدهيم» (وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ).
منظور از اين علم و حكمت، وحى و نبوت نيست، بلكه همان آگاهى و روشن بينى و قدرت بر قضاوت صحيح، و مانند آن است كه خدا به عنوان پاكدامنى و درستى و نيكو كارى به موسى داد.
(آيه 15)- به هر حال موسى «در موقعى كه اهل شهر در غفلت بودند وارد شهر شد» (وَ دَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلى حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِها).
اين شهر به احتمال قوى پايتخت مصر بوده است.
به هر حال موسى وارد شهر شد و در آنجا با صحنهاى رو برو گرديد «دو نفر مرد را ديد كه سخت با هم گلاويز شدهاند و مشغول زد و خورد هستند كه يكى از آنها از شيعيان و پيروان موسى بود و ديگرى از دشمنانش» (فَوَجَدَ فِيها رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلانِ هذا مِنْ شِيعَتِهِ وَ هذا مِنْ عَدُوِّهِ).
هنگامى كه مرد بنى اسرائيلى چشمش به موسى افتاد «از موسى (كه جوانى نيرومند و قوى پنجه بود) عليه دشمنش تقاضاى كمك كرد» (فَاسْتَغاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ).
موسى (ع) به يارى او شتافت تا او را از چنگال اين دشمن ظالم ستمگر كه بعضى گفتهاند يكى از طباخان فرعون بود و مىخواست مرد بنى اسرائيلى را براى حمل هيزم به بيگارى كشد نجات دهد «در اينجا موسى مشتى محكم بر سينه مرد فرعونى زد اما همين يك مشت كار او را ساخت و بر زمين افتاد و مرد» (فَوَكَزَهُ مُوسى فَقَضى عَلَيْهِ).
بدون شك موسى قصد كشتن مرد فرعونى را نداشت لذا بلا فاصله موسى «گفت: اين از عمل شيطان بود، چرا كه او دشمن گمراه كننده آشكارى است» (قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ).
او مىخواست دست مرد فرعونى را از گريبان بنى اسرائيلى جدا كند، هر چند گروه فرعونيان مستحق بيش از اين بودند، اما در آن شرايط اقدام به چنين كارى مصلحت نبود.





