(آيه 59)- اين آيه در حقيقت جواب سؤال مقدرى است و آن اين كه: اگر چنين است كه خداوند طغيانگران را نابود مى‏كند، پس چرا مشركان مكّه و حجاز كه طغيانگرى را به حد اعلا رسانيده بودند و جهل و جنايتى نبود كه مرتكب نشوند با عذابش نابود نكرد.

قرآن مى‏گويد: «و پروردگار تو هرگز شهرها و آباديها را هلاك نمى‏كرد تا اين كه در كانون و مركز آنها پيامبرى بفرستد كه آيات ما را بر آنان بخواند» وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى‏ حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّها رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا.

آرى، تا اتمام حجت نكنيم و پيامبران را با دستورات صريح نفرستيم مجازات نخواهيم كرد.

تازه بعد از اتمام حجت مراقب اعمال آنها هستيم، اگر ظلم و ستمى از آنها سر زد و مستوجب عذاب شدند مجازاتشان مى‏كنيم «و ما هرگز شهرهاى را هلاك نمى‏كرديم مگر آن‏كه اهلش ظالم و ستمگر باشند» وَ ما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرى‏ إِلَّا وَ أَهْلُها ظالِمُونَ.

(آيه 60)- اين آيه پاسخ سومى است براى گفتار بهانه‏جويانى كه مى‏گفتند:

اگر ايمان بياوريم عرب بر ما هجوم مى‏كند و زندگانى ما را به هم مى‏ريزد.

قرآن مى‏گويد: آنچه به شما داده شده، متاع زندگى دنيا و زينت آن است» وَ ما أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ زِينَتُها.

«ولى آنچه نزد خداست (از نعمتهاى بى‏پايان جهان ديگر، و مواهب معنويش در اين دنيا) بهتر و پايدارتر است» وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى‏.

چرا كه تمام نعمتهاى مادى دنيا داراى عوارض ناگوار و مشكلات گوناگونى است و هيچ نعمت مادى خالص از ضرر و خطر يافت نمى‏شود.

به‏علاوه نعمتهايى كه در نزد خود است به خاطر جاودانگى آنها و زود گذر بودن مواهب اين دنيا قابل مقايسه با متاع دنيا نيست، بنابراين هم بهتر و هم پايدارتر است.

به اين ترتيب در يك مقايسه ساده هر انسان عاقلى مى‏فهمد كه نبايد آن را فداى اين كرد، لذا در پايان آيه مى‏فرمايد: «آيا انديشه نمى‏كنيد»؟! (أَ فَلا تَعْقِلُونَ).