(آيه 61)- در آيات گذشته سخن از كسانى بود كه به خاطر تمتع و بهره گيرى از نعمتهاى دنيا كفر را بر ايمان و شرك را بر توحيد ترجيح دادهاند، در اينجا وضع اين گروه را در قيامت در برابر مؤمنان راستين مشخص مىكند.
نخست با يك مقايسه كه به صورت استفهام مطرح شده، وجدان همگان را به داورى مىطلبد و مىگويد: «آيا كسى كه به او وعده نيك دادهايم، و به آن خواهد رسيد همانند كسى است كه متاع زندگى دنيا به او دادهايم سپس روز قيامت (براى حساب و جزا) از احضار شدگان خواهد بود»؟ (أَ فَمَنْ وَعَدْناهُ وَعْداً حَسَناً فَهُوَ لاقِيهِ كَمَنْ مَتَّعْناهُ مَتاعَ الْحَياةِ الدُّنْيا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ).
(آيه 62)- و به دنبال اين سخن، صحنههاى رستاخيز را در برابر كفار مجسّم مىكند صحنههايى كه از تصورش مو بر بدن راست مىشود و اندام را به لرزه در مىآورد.
مىگويد: «روزى را (به خاطر بياوريد) كه خداوند آنها را ندا مىدهد و مىگويد: كجا هستند همتايانى كه براى من مىپنداشتيد»؟! (وَ يَوْمَ يُنادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ).
اين سؤال يك نوع سر زنش و مجازات است.
(آيه 63)- اما به جاى اين كه آنها به پاسخ پردازند معبودهايشان به سخن در مىآيند و از آنها اظهار تنفر و بيزارى مىكنند، زيرا مىدانيم معبودان گاه بتهاى سنگ و چوبى بودند، و گاه مقدسينى همچون فرشتگان و مسيح، و گاه جن و شياطين، در اينجا گروه سوم به سخن مىآيند كه سخن آنها را در اين آيه مىخوانيم:
«گروهى (از معبودان) كه فرمان عذاب در باره آنها مسلم شده، مىگويند:
پروردگارا! ما اينها [عابدان] را گمراه كرديم (آرى) ما آنها را گمراه كرديم همان گونه كه خودمان گمراه شديم (ولى آنها به ميل خويش به دنبال ما آمدند) ما (از آنها) به سوى تو بيزارى مىجوييم، آنان در حقيقت ما را نمىپرستيدند بلكه هواى نفس خود را پرستش مىكردند! (قالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنا هؤُلاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنا أَغْوَيْناهُمْ كَما غَوَيْنا تَبَرَّأْنا إِلَيْكَ ما كانُوا إِيَّانا يَعْبُدُونَ).





