(آيه 55)- و بالاخره آخرين امتياز عملى آنان اين است كه: «هر گاه سخن لغو و بيهودهاى را بشنوند از آن روى مىگردانند» (وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ).
هرگز «لغو» را با «لغو» پاسخ نمىگويند، و جهل را با جهل جواب نمىدهند، بلكه به بيهوده گويان «مىگويند: اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن خودتان»! (وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ).
سپس مىافزايد: آنها با جاهلان بيهوده گو و كسانى كه با سخنان موذيانه سعى مىكنند اعصاب افراد با ايمان و نيكو كار را در هم بريزند، وداع مىگويند و گفتارشان اين است: «سلام بر شما ما طالب جاهلان نيستيم»! (سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجاهِلِينَ).
ما نه اهل زشت گويى و جهل و فساديم، و نه خواهان آن، ما خواهان دانشمندان روشن ضمير و علماى عامل و مؤمنان راستين هستيم.
آرى! اين بزرگوارانند كه مىتوانند رسالت ايمان را در خود پذيرا شوند و در برابر انواع ناملايمات براى رسيدن به سر منزل ايمان مقاومت به خرج دهند.
(آيه 56)- هدايت تنها به دست خداست! اين آيه پرده از روى اين حقيقت بر مىدارد كه: «تو نمىتوانى كسى را كه دوست دارى هدايت كنى، ولى خداوند هر كس را بخواهد هدايت مىكند، و او از هدايت يافتگان آگاهتر است» (إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ).
منظور از هدايت در اينجا «ارائه طريق» نيست، چرا كه ارائه طريق كار اصلى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است و بدون استثناء راه را به همه نشان مىدهد، بلكه منظور از هدايت در اينجا «ايصال به مطلوب» و رسانيدن به سر منزل مقصود است.
به هر حال اين آيه يك نوع دلدارى براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است كه به اين واقعيت توجه كند نه اصرار بر شرك از ناحيه گروهى از بت پرستان مكّه بىدليل است، و نه ايمان مخلصانه مردم حبشه يا نجران و امثال سلمانها و بحيراها. و هرگز از عدم ايمان گروه اول نگرانى به خود راه ندهد.





