(آيه 46)- باز براى تأكيد همين معنى مى‏افزايد: «تو در كنار طور نبودى زمانى كه ما ندا داديم» و فرمان نبوّت را به نام موسى صادر كرديم (وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ إِذْ نادَيْنا).

«ولى اين رحمتى از سوى پروردگارت بود (كه اين اخبار را در اختيار تو نهاد) تا به وسيله آن قومى را انذار كنى كه پيش از تو هيچ انذار كننده‏اى براى آنها نيامده است شايد متذكر شوند» (وَ لكِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أَتاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ).

(آيه 47)- هر روز به بهانه‏اى از حق مى‏گريزند! از آنجا كه در آيات گذشته سخن از ارسال پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به عنوان انذار كننده و بيم دهنده بود در اين آيه به لطفى كه بر وجود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مترتب است اشاره كرده، مى‏گويد: «هر گاه ما (پيش از فرستادن پيامبرى) آنها را به خاطر اعمالشان مجازات مى‏كرديم، مى‏گفتند: پروردگارا! چرا رسولى براى ما نفرستادى تا آيات تو را پيروى كنيم و از مؤمنان باشيم» اگر به خاطر اين نبود مجازات آنها به جهت اعمال و كفرشان حتى نياز به ارسال پيامبر نداشت (وَ لَوْ لا أَنْ تُصِيبَهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آياتِكَ وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ).

در حقيقت آيه اشاره به اين نكته است كه راه حق روشن است، و هر عقلى حاكم به بطلان شرك و بت پرستى است، و زشتى بسيارى از اعمال آنها همچون مظالم و ستمها از مستقلات حكم عقل مى‏باشد.

(آيه 48)- سپس به بهانه جوئيهاى آنها اشاره مى‏كند كه آنها بعد از ارسال رسل نيز دست از بهانه گيرى بر نداشتند، و باز به راههاى انحرافى خود ادامه دادند.

مى‏گويد: «پس هنگامى كه حق از نزد ما براى آنها آمد گفتند: چرا به اين پيامبر مثل همان چيزى كه به موسى داده شد اعطا نگرديده است»؟! (فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا لَوْ لا أُوتِيَ مِثْلَ ما أُوتِيَ مُوسى‏).

چرا عصاى موسى در دست او نيست؟ چرا يد بيضا ندارد؟ چرا دريا براى او شكافته نمى‏شود؟ چرا دشمنانش غرق نمى‏شوند؟ چرا و چرا؟! ...

قرآن به پاسخ اين بهانه جويى‏ها پرداخته، مى‏گويد: «مگر (بهانه جويانى همانند اينها) معجزاتى را كه در گذشته به موسى داده شده انكار نكردند»؟! (أَ وَ لَمْ يَكْفُرُوا بِما أُوتِيَ مُوسى‏ مِنْ قَبْلُ).

«گفتند: اين دو (موسى و هارون) دو نفر ساحرند كه دست به دست هم داده‏اند (تا ما را گمراه كنند) و گفتند: ما به هر كدام از آنها كافريم»! قالُوا سِحْرانِ تَظاهَرا وَ قالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ.