(آيه 8)- قرآن مىگويد: «سپس خاندان فرعون، موسى را (از روى امواج نيل) بر گرفتند تا (سر انجام) دشمن آنان و مايه اندوهشان گردد»! (فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً).
و در پايان آيه اضافه مىكند: «مسلما فرعون و هامان و لشكريان آن دو خطا كار بودند» (إِنَّ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما كانُوا خاطِئِينَ).
چه خطايى از اين برتر كه راه حق و عدالت را گذارده پايههاى حكومت خود را بر ظلم و جور و شرك بنا نموده بودند؟
و چه خطايى از اين روشنتر كه آنها هزاران طفل را سر بريدند تا «كليم اللّه» را نابود كنند، ولى خداوند او را به دست خودشان سپرد و گفت: بگيريد و اين دشمنتان را پرورش دهيد و بزرگ كنيد!
(آيه 9)- از اين آيه استفاده مىشود كه مشاجره و در گيرى ميان فرعون و همسرش و احتمالا بعضى از اطرافيان آنها بر سر اين نوزاد در گرفته بود، چرا كه قرآن مىگويد: «همسر فرعون گفت: اين نور چشم من و تو است، او را نكشيد، شايد براى ما مفيد باشد، يا او را به عنوان پسر انتخاب كنيم»! (وَ قالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ لا تَقْتُلُوهُ عَسى أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً).
فرعون دريافته بود كه اين نوزاد از بنى اسرائيل است و خواهان اجراى قانون جنايت بارش در باره نوزادان بنى اسرائيل در اين مورد شد!
اما «آسيه» همسر فرعون كه نوزاد پسرى نداشت و قلب پاكش كانون مهر اين نوزاد شده بود در مقابل همه آنها ايستاد و از آنجا كه در اين گونه كشمكشهاى خانوادگى غالبا پيروزى با زنان است او در كار خود پيروز شد.
و اگر داستان شفاى دختر فرعون نيز به آن افزوده شود دليل پيروزى «آسيه» در اين درگيرى روشنتر خواهد شد.
ولى قرآن با يك جمله كوتاه و پر معنى در پايان آيه مىگويد: «آنها نمىدانستند» چه مىكنند (وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ).
آرى! آنها نمىدانستند كه فرمان نافذ الهى و مشيت شكستناپذير خداوند بر اين قرار گرفته است كه اين نوزاد را در مهمترين كانون خطر پرورش دهد، و هيچ كس را ياراى مخالفت با اين اراده و مشيت نيست!





