(آيه 45)- صالح در برابر قوم ثمود: بعد از ذكر قسمتى از سر گذشت «موسى» و «داود» و «سليمان»- در آياتى كه گذشت- چهارمين پيامبرى كه بخشى از زندگى او و قومش در اين سوره مطرح مى‏گردد حضرت «صالح» و قوم ثمود است.

نخست مى‏فرمايد: «و ما به سوى ثمود، برادرشان صالح را فرستاديم كه خداى يگانه را بپرستيد» (وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى‏ ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ).

تعبير به «أَخاهُمْ» (برادرشان) كه در داستان بسيارى از انبيا آمده اشاره به نهايت محبت و دلسوزى آنان نسبت به اقوامشان مى‏باشد.

به هر حال تمام رسالت و دعوت اين پيامبر بزرگ در جمله «أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ» خلاصه شده است، آرى بندگى خدا، كه عصاره همه تعليمات فرستادگان پروردگار است.

سپس مى‏افزايد «آنها در برابر دعوت صالح به دو گروه مختلف تقسيم شدند و به مخاصمه برخاستند» مؤمنان از يك سو و منكران لجوج از سوى ديگر (فَإِذا هُمْ فَرِيقانِ يَخْتَصِمُونَ).

(آيه 46)- صالح براى بيدار ساختن آنها به انذارشان پرداخت و از عذابهاى دردناك الهى آنها را بر حذر داشت، اما آنها نه تنها پند نگرفتند و بيدار نشدند، بلكه همين مطلب را مستمسكى براى لجاجت خويش ساخته و با اصرار از او خواستند كه اگر راست مى‏گويى چرا مجازات الهى دامان ما را فرو نمى‏گيرد- اين مطلب در آيه 77 سوره اعراف صريحا آمده است.

ولى صالح به آنها «گفت: اى قوم من! چرا پيش از تلاش و كوشش براى جلب نيكيها، براى عذاب و بديها عجله داريد»؟ (قالَ يا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ).

چرا تمام فكر خود را روى فرا رسيدن عذاب الهى متمركز مى‏كنيد، اگر عذاب الهى شما را فرو گيرد، به حياتتان خاتمه مى‏دهد و مجالى براى ايمان باقى نخواهد ماند، بياييد صدق گفتار مرا در بركات و رحمت الهى كه در سايه ايمان به شما نويد مى‏دهد بيازماييد «چرا از پيشگاه خدا تقاضاى آمرزش گناهان خويش نمى‏كنيد تا مشمول رحمت او واقع شويد» (لَوْ لا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ).