(آيه 5)- سپس به نتيجه «تزيين اعمال» پرداخته و سر انجام كار چنين كسانى را اين گونه بيان مىكند: «آنها كسانى هستند كه عذابى بد (و شديد و دردناك) دارند) (أُوْلئِكَ الَّذِينَ لَهُمْ سُوءُ الْعَذابِ).
در دنيا سر گردان و مأيوس و پريشان خواهند بود، و در آخرت گرفتار مجازاتى هولناك.
«و آنها در آخرت زيانكارترين مردمند» (وَ هُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ).
چه زيانى از اين بالاتر كه انسان اعمال زشتش را زيبا ببيند و تمام نيروى خود را براى آن به كار گيرد، اما سر انجام ببيند جز بد بختى و سيه روزى به بار نياورده است.
(آيه 6)- و در اين آيه به عنوان تكميلى بر اشارات گذشته در زمينه عظمت محتواى قرآن، و مقدمهاى براى داستانهاى انبيا كه بلا فاصله بعد از آن شروع مىشود مىفرمايد: «بطور مسلم اين قرآن از سوى حكيم دانايى بر تو القا مىشود» (وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ).
گر چه «حكيم» و «عليم» هر دو اشاره به دانايى پروردگار است، ولى «عليم» از آگاهى بىپايان خدا خبر مىدهد، و «حكيم» از حساب و هدفى كه در ايجاد اين عالم و نازل كردن قرآن به كار رفته است.
(آيه 7)- موسى اينجا به اميد قبسى مىآيد! چنانكه گفتيم در اين سوره، بعد از بيان اهميت قرآن، گوشهاى از سر گذشت پنج تن از پيامبران بزرگ و قوم آنها به ميان آمده است، و وعده پيروزى مؤمنان و مجازات كافران در آنها به روشنى باز گو شده.
نخست از پيامبر اولوا العزم موسى (ع) شروع مىكند و مستقيما به سراغ لحظهاى كه نخستين جرقه وحى در دل او درخشيد، و با پيام و سخن الهى آشنا شد، مىرود، و مىگويد: به خاطر بياور «هنگامى را كه موسى به خانواده خود گفت: من آتشى از دور ديدم»! (إِذْ قالَ مُوسى لِأَهْلِهِ إِنِّي آنَسْتُ ناراً).
همين جا توقف كنيد «من به زودى خبر از آن براى شما مىآورم و يا شعلهاى از آتش، تا گرم شويد» (سَآتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ آتِيكُمْ بِشِهابٍ قَبَسٍ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ).
و اين در همان شبى بود كه با همسرش دختر شعيب در طريق مصر در بيابانى تاريك و ظلمانى گرفتار آمد، راه را گم كرد، و در همين حال درد وضع حمل به همسرش دست داد، موسى احساس نياز شديدى به افروختن آتش و استفاده از گرماى آن مىكرد، همين كه شعله آتش را از دور ديد خوشحال شد، و آن را دليل بر وجود انسان يا انسانهايى گرفت، و گفت مىروم، يا براى شما خبرى مىآورم و يا شعله آتشى كه با آن گرم شويد.





