(آيه 12)- سپس دومين معجزه موسى (ع) را به او ارائه كرد، فرمود:

«و دستت را در گريبانت داخل كن هنگامى كه خارج مى‏شود، سفيد و درخشنده است بى‏آنكه عيبى در آن، باشد» (وَ أَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ).

يعنى اين سفيدى ناشى از بيمارى «برص» نيست، بلكه نورانيت و درخشندگى و سفيدى جالبى است كه خود بيانگر وجود يك معجزه و امر خارق عادت است.

باز براى اين كه به موسى (ع) لطف بيشترى كند و به منحرفان امكان بيشترى براى هدايت دهد، مى‏گويد: معجزات تو منحصر به اين دو نيست، بلكه اين دو معجزه «در زمره معجزات نه‏گانه‏اى است كه تو با آنها بسوى فرعون و قومش فرستاده مى‏شوى آنان قومى فاسد و طغيانگرند» و نياز به راهنمايى دارند، مجهز به معجزات بزرگ فراوان (فِي تِسْعِ آياتٍ إِلى‏ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ).

از ظاهر اين آيه چنين استفاده مى‏شود كه اين دو معجزه جزء نه معجزه معروف موسى بوده است نه اضافه بر آن.

(آيه 13)- بالاخره موسى (ع) با قويترين سلاح معجزه، مسلح شد، و به سراغ فرعون و فرعونيان آمد و آنها را به سوى آيين حق دعوت كرد قرآن در اين آيه مى‏گويد: «هنگامى كه آيات روشنى بخش ما به سراغ آنان آمد گفتند: اين سحر آشكارى است» (فَلَمَّا جاءَتْهُمْ آياتُنا مُبْصِرَةً قالُوا هذا سِحْرٌ مُبِينٌ).

و مى‏دانيم اين تهمت تنها در مورد موسى (ع) نبود، بلكه متعصبان لجوج براى توجيه مخالفتهاى خود با انبيا تهمت سحر را مطرح مى‏نمودند.

(آيه 14)- جالب اين كه در اين آيه قرآن اضافه مى‏كند: اين اتهامات به خاطر آن نبود كه راستى در شك و ترديد باشند، بلكه آنها «معجزات را از روى ظلم و برترى جويى انكار كردند، در حالى كه در دل به آن يقين و اطمينان داشتند» (وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا).

از اين تعبير به خوبى استفاده مى‏شود كه ايمان واقعيتى غير از علم و يقين دارد، و ممكن است كفر از روى جحود و انكار در عين علم و آگاهى سر زند.

در پايان آيه به عنوان يك درس عبرت با يك جمله كوتاه و بسيار پر معنى به سر انجام شوم فرعونيان و غرق و نابودى آنها اشاره كرده، مى‏گويد:

«پس بنگر سر انجام تبهكاران و مفسدان چگونه بود»؟ (فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ).