(آيه 17)- سليمان در وادى مورچگان! از آيات اين سوره، و همچنين از آيات سوره سبأ به خوبى استفاده مى‏شود كه داستان حكومت حضرت سليمان جنبه عادى نداشت، بلكه توأم با خارق عادات و معجزات مختلفى بود.

در حقيقت خداوند قدرت خود را در ظاهر ساختن اين حكومت عظيم و قوايى كه مسخر آن بود نشان داد.

نخست مى‏گويد: «لشكريان سليمان از جنّ و انس و پرندگان نزد او جمع شدند» (وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ).

آنقدر زياد بودند كه «بايد توقف مى‏كردند تا به هم ملحق شوند» (فَهُمْ يُوزَعُونَ).

(آيه 18)- به هر حال، سليمان با اين لشكر عظيم حركت كرد «تا به سر زمين مورچگان رسيدند» (حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى‏ وادِ النَّمْلِ).

در اينجا «مورچه‏اى (از مورچگان، همنوعان خود را مخاطب ساخت و) گفت: اى مورچگان! داخل لانه‏هاى خود شويد تا سليمان و لشكريانش شما را پايمال نكنند در حالى كه نمى‏فهمند»! (قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ).

(آيه 19)- «سليمان از شنيدن اين سخن مورچه تبسم كرد و خنديد» (فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً مِنْ قَوْلِها).

در اينجا سليمان رو به درگاه خدا كرد و چند تقاضا نمود.

نخست اين كه: «عرضه داشت: پروردگارا! راه و رسم شكر نعمتهايى را كه بر من و پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى به من الهام فرما» (وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى‏ والِدَيَّ).

تا بتوانم با بسيج همه نيروهايم اين همه نعمتهاى عظيم را در راهى كه تو فرمان داده‏اى و مايه خشنودى توست به كار گيرم و از مسير حق منحرف نگردم.

ديگر اين كه مرا موفق دار «تا عمل صالحى به جاى آورم كه تو از آن خشنود مى‏شوى» (وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ).

و بالاخره سومين تقاضايش اين بود كه عرضه داشت: پروردگارا! «مرا به رحمتت در زمره بندگان صالحت داخل گردان» (وَ أَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبادِكَ الصَّالِحِينَ).

يعنى هدف نهايى به دست آوردن قدرت، انجام عمل صالح است و عمل صالح نيز مقدمه‏اى است براى جلب خشنودى و رضاى خدا كه هدف نهايى است.